parsonage

[ایالات متحده]/'pɑːs(ə)nɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈpɑrsənɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محل اقامت یک کشیش، حقوق یک کشیش.
Word Forms

جملات نمونه

the unvarying routine of parsonage life.

روال یکنواخت زندگی کشیش

The parsonage was located next to the church.

خانه کشیش در کنار کلیسا قرار داشت.

The parsonage had a beautiful garden in the backyard.

خانه کشیش دارای یک باغ زیبا در حیاط پشتی بود.

The parsonage was built in the 18th century.

خانه کشیش در قرن هجدهم ساخته شده بود.

The parsonage was a cozy place to live in.

خانه کشیش مکانی دنج برای زندگی بود.

The parsonage had a welcoming atmosphere for visitors.

خانه کشیش دارای فضایی دلپذیر برای بازدیدکنندگان بود.

The parsonage was furnished with antique furniture.

خانه کشیش با مبلمان عتیقه تزئین شده بود.

The parsonage was a historic building in the town.

خانه کشیش یک ساختمان تاریخی در شهر بود.

The parsonage had a large fireplace in the living room.

خانه کشیش دارای یک شومینه بزرگ در اتاق نشیمن بود.

The parsonage was a place of peace and tranquility.

خانه کشیش مکانی برای آرامش و سکون بود.

The parsonage was known for its beautiful architecture.

خانه کشیش به خاطر معماری زیبایش شناخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید