partakes

[ایالات متحده]/pɑːˈteɪks/
[بریتانیا]/pɑrˈteɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در چیزی شرکت کردن؛ مشغول شدن یا شرکت کردن؛ غذا یا نوشیدنی مصرف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

partakes actively

شرکت فعالانه

partakes willingly

شرکت با میل

partakes fully

شرکت کامل

partakes together

شرکت با هم

partakes equally

شرکت به طور مساوی

partakes jointly

شرکت مشترک

partakes consistently

شرکت به طور مداوم

partakes casually

شرکت به صورت اتفاقی

partakes regularly

شرکت به طور منظم

partakes enthusiastically

شرکت با اشتیاق

جملات نمونه

she partakes in community service every weekend.

او هر هفته‌اي در خدمات داوطلبانه‌ مشارکت می‌کند.

he partakes in the annual charity run.

او در مسابقه خیریه سالانه شرکت می‌کند.

the team partakes in various competitions throughout the year.

تیم در طول سال در مسابقات مختلف شرکت می‌کند.

everyone partakes in the discussion during the meeting.

همه در طول جلسه در بحث شرکت می‌کنند.

she partakes in yoga classes to stay fit.

او برای حفظ تناسب اندام در کلاس‌های یوگا شرکت می‌کند.

he partakes in the decision-making process.

او در فرآیند تصمیم‌گیری شرکت می‌کند.

the school encourages students to partake in extracurricular activities.

مدرسه از دانش‌آموزان می‌خواهد در فعالیت‌های فوق برنامه شرکت کنند.

she often partakes in local art exhibitions.

او اغلب در نمایشگاه‌های هنری محلی شرکت می‌کند.

he partakes in cooking classes to improve his skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود در کلاس‌های آشپزی شرکت می‌کند.

the festival allows everyone to partake in the celebrations.

جشنواره به همه اجازه می‌دهد تا در جشن‌ها شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید