partials

[ایالات متحده]/ˈpɑːʃəlz/
[بریتانیا]/ˈpɑrʃəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نت‌های موسیقی که هارمونیک‌های یک فرکانس بنیادی هستند

عبارات و ترکیب‌ها

partial results

نتایج جزئی

partial payments

پرداخت‌های جزئی

partial data

اطلاعات جزئی

partial credit

اعتبار جزئی

partial refunds

گزارش‌های بازپرداخت جزئی

partial solutions

راه حل های جزئی

partial ownership

مالکیت جزئی

partial views

دیدگاه های جزئی

partial matches

همخوانی های جزئی

partial coverage

پوشش جزئی

جملات نمونه

we need to review the partials before finalizing the report.

ما باید قبل از نهایی کردن گزارش، قسمت‌های ناقص را بررسی کنیم.

she submitted the partials for her thesis last week.

او هفته گذشته قسمت‌های ناقص پایان‌نامه خود را ارسال کرد.

the artist displayed several partials of his latest work.

هنرمند چندین قسمت ناقص از آخرین اثر خود را به نمایش گذاشت.

partial payments can be made throughout the project.

پرداخت‌های جزئی را می‌توان در طول پروژه انجام داد.

he only completed the partials of the assignment.

او فقط قسمت‌های ناقص وظیفه را تکمیل کرد.

we discussed the partials during the meeting yesterday.

ما قسمت‌های ناقص را در طول جلسه دیروز مورد بحث قرار دادیم.

the software allows users to edit partials easily.

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا قسمت‌های ناقص را به راحتی ویرایش کنند.

she is working on the partials for her upcoming presentation.

او روی قسمت‌های ناقص ارائه‌دهنده آینده خود کار می‌کند.

they provided the partials for the budget review.

آنها قسمت‌های ناقص را برای بررسی بودجه ارائه کردند.

understanding the partials is crucial for the analysis.

درک قسمت‌های ناقص برای تجزیه و تحلیل بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید