collisions

[ایالات متحده]/kəˈlɪʒənz/
[بریتانیا]/kəˈlɪʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برخورد؛ تصادف‌ها؛ تضادها یا درگیری‌ها بین مردم یا دیدگاه‌های متضاد؛ وضعیت درگیری بودن

عبارات و ترکیب‌ها

car collisions

تصادفات خودرو

collision course

مسیر برخورد

collision detection

تشخیص برخورد

collision avoidance

جلوگیری از برخورد

collision repair

تعمیرات تصادفات

head-on collisions

تصادفات رو در رو

multiple collisions

تصادفات متعدد

fatal collisions

تصادفات منجر به فاجعه

minor collisions

تصادفات جزئی

collision analysis

تجزیه و تحلیل برخورد

جملات نمونه

there were several collisions on the highway this morning.

صبح امروز چندین تصادف در بزرگراه رخ داده است.

the scientist studied the effects of particle collisions.

دانشمند اثرات برخورد ذرات را مطالعه کرد.

collisions between cars can cause serious injuries.

تصادفات بین خودروها می تواند منجر به جراحات جدی شود.

the game simulated space collisions for educational purposes.

بازی برای اهداف آموزشی، برخورد فضایی را شبیه سازی کرد.

they are investigating the cause of the recent collisions.

آنها علت تصادفات اخیر را بررسی می کنند.

to prevent collisions, drivers must stay alert.

برای جلوگیری از تصادفات، رانندگان باید هوشیار باشند.

high-speed collisions often result in total vehicle loss.

تصادفات پرسرعت اغلب منجر به از دست دادن کامل خودرو می شود.

researchers are analyzing data from asteroid collisions.

محققان داده های مربوط به برخورد سیارک ها را تجزیه و تحلیل می کنند.

collisions in sports can lead to unexpected outcomes.

تصادفات در ورزش می تواند منجر به نتایج غیرمنتظره شود.

understanding collisions helps improve safety regulations.

درک تصادفات به بهبود قوانین ایمنی کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید