late night partier
شرکتکننده شبهای طولانی
social partier
شرکتکننده در مهمانیهای اجتماعی
wild partier
شرکتکننده پرجنبوجوش
dedicated partier
شرکتکننده متعهد
party partier
شرکتکننده در مهمانی
frequent partier
شرکتکننده مکرر
casual partier
شرکتکننده گاهبهگاه
happy partier
شرکتکننده خوشحال
seasoned partier
شرکتکننده با تجربه
enthusiastic partier
شرکتکننده پرشور
she is a dedicated partier who loves to celebrate every weekend.
او یک مهمانیکننده اختصاصی است که عاشق جشن گرفتن آخر هفتهها است.
as a partier, he always knows the best clubs in town.
به عنوان یک مهمانیکننده، او همیشه بهترین کلوبهای شهر را میداند.
the partier in her never wants the night to end.
مهمانیکننده درون او هرگز نمیخواهد شب تمام شود.
they organized a surprise party for the ultimate partier.
آنها یک مهمانی غافلگیرانه برای بهترین مهمانیکننده ترتیب دادند.
being a partier means you have to keep up with the latest trends.
مهمانیکننده بودن به این معناست که باید با آخرین روندها همراه باشید.
he was known as the life of the party, a true partier.
او به عنوان روح مهمانی شناخته میشد، یک مهمانیکننده واقعی.
every partier knows that good music is essential for a great night.
هر مهمانیکننده میداند که موسیقی خوب برای یک شب عالی ضروری است.
she was the ultimate partier, always ready for a good time.
او بهترین مهمانیکننده بود، همیشه آماده یک تفریح خوب.
partiers often share their favorite drink recipes online.
مهمانیکننده ها اغلب دستورالعمل نوشیدنی مورد علاقه خود را به صورت آنلاین به اشتراک می گذارند.
every partier knows to bring their own drinks to the gathering.
هر مهمانیکننده میداند که باید نوشیدنی خود را به جمعآوری بیاورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید