parturiency

[ایالات متحده]/ˌpɑːtjʊərɪənsi/
[بریتانیا]/ˌpɑːrtʃʊrɪənsi/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت بودن در حالت زایمان؛ نزدیک شدن به تولید فرزند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

during parturiency

در طول زمان تولد

parturiency stage

مرحله تولد

parturiency symptoms

симptom‌های تولد

جملات نمونه

the prolonged parturiency exhausted the mother completely.

تولید طولانی مدت مادر را به طور کامل خسته کرد.

doctors monitored the high-risk parturiency closely.

پزشکان به دقت تولید با ریسک بالا را نظارت می کردند.

natural parturiency is preferred by many expectant parents.

تولید طبیعی توسط بسیاری از والدین منتظر مورد ترجیح قرار می گیرد.

the stages of parturiency were explained in the class.

مراحل تولید در کلاس توضیح داده شد.

severe pain accompanied her difficult parturiency.

درد شدید با تولید دشوار او همراه بود.

complicated parturiency requires immediate medical intervention.

تولید پیچیده نیاز به مداخله پزشکی فوری دارد.

the farm celebrated the successful parturiency of the mare.

کشاورز به تولید موفقیت آمیز ماده اسب جشن گرفت.

signs of parturiency include contractions and water breaking.

نشانه های تولید شامل قرار گرفتن و شکستن مایعات است.

modern medicine has significantly reduced parturiency mortality rates.

پزشکی مدرن به طور قابل توجهی نرخ مرگ و میر تولید را کاهش داده است.

the duration of parturiency varies for every woman.

مدت تولید برای هر زن متفاوت است.

induced parturiency was scheduled for early tuesday morning.

تولید ایجاد شده برای صبح زود دوشنبه برنامه ریزی شده است.

anxiety often precedes the onset of parturiency.

قلق معمولاً قبل از شروع تولید اتفاق می افتد.

the veterinarian assisted with the difficult parturiency.

پزشک دامی در تولید دشوار کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید