parviss

[ایالات متحده]/pɑːvɪs/
[بریتانیا]/pɑːvɪs/

ترجمه

n.(منطقه‌ای در جلوی یک ساختمان) حیاط؛ به‌ویژه منطقه‌ای در جلوی یک کلیسا؛ (اتاقی بالای ردیف ستون‌های یک کلیسا) اتاقی بالای ورودی کلیسا

عبارات و ترکیب‌ها

parviss effect

اثر پارویس

parviss scale

مقیاس پارویس

parviss principle

اصل پارویس

parviss model

مدل پارویس

parviss method

روش پارویس

parviss approach

رویکرد پارویس

parviss analysis

تجزیه و تحلیل پارویس

parviss strategy

استراتژی پارویس

parviss theory

نظریه پارویس

parviss concept

مفهوم پارویس

جملات نمونه

his contributions were parviss in the grand scheme of things.

مشارکت‌های او در مقیاس بزرگ، ناچیز بودند.

despite the parviss details, the project was a success.

با وجود جزئیات ناچیز، پروژه موفقیت‌آمیز بود.

she focused on the parviss aspects of the design.

او بر جنبه‌های ناچیز طراحی تمرکز کرد.

his worries were parviss compared to the challenges ahead.

نگرانی‌های او در مقایسه با چالش‌های پیش رو، ناچیز بودند.

the parviss errors were easily corrected.

اشتباهات ناچیز به راحتی اصلاح شدند.

they dismissed the parviss objections to the plan.

آنها اعتراضات ناچیز به طرح را نادیده گرفتند.

in the end, the parviss issues did not affect the outcome.

در نهایت، مشکلات ناچیز بر نتیجه تأثیر نگذاشتند.

her parviss comments were overshadowed by the main discussion.

نظرات ناچیز او در سایه بحث اصلی قرار گرفتند.

he realized that his concerns were parviss in the larger context.

او متوجه شد که نگرانی‌های او در زمینه بزرگتر ناچیز هستند.

the parviss details can often be overlooked.

جزئیات ناچیز اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید