passbook

[ایالات متحده]/ˈpɑːsbʊk/
[بریتانیا]/ˈpæsˌbʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتابی که توسط یک بانک برای ثبت سپرده‌ها، برداشت‌ها و سود به دست آمده صادر می‌شود؛ کتابی برای ثبت معاملات در یک حساب اعتباری
Word Forms
جمعpassbooks

عبارات و ترکیب‌ها

bank passbook

دفترچه بانکی

passbook savings

پس‌انداز دفترچه

passbook account

حساب دفترچه

passbook balance

موجودی دفترچه

passbook update

به‌روزرسانی دفترچه

passbook interest

سود دفترچه

passbook deposit

واریز دفترچه

passbook withdrawal

برداشت دفترچه

passbook statement

صورتحساب دفترچه

joint passbook

دفترچه مشترک

جملات نمونه

i need to check my balance in the passbook.

من نیاز دارم موجودی حسابم را در دفترچه پس‌انداز بررسی کنم.

they issued a new passbook for my savings account.

آنها یک دفترچه پس‌انداز جدید برای حساب پس‌انداز من صادر کردند.

he lost his passbook and had to report it to the bank.

او دفترچه پس‌انداز خود را گم کرد و مجبور شد به بانک گزارش دهد.

make sure to update your passbook regularly.

مطمئن شوید که دفترچه پس‌انداز خود را به طور منظم به‌روزرسانی کنید.

the bank offers a digital passbook option now.

اکنون بانک یک گزینه دفترچه پس‌انداز دیجیتال ارائه می‌دهد.

she brought her passbook to apply for a loan.

او برای درخواست وام، دفترچه پس‌انداز خود را با خود آورد.

he always keeps his passbook in a safe place.

او همیشه دفترچه پس‌انداز خود را در یک مکان امن نگهداری می‌کند.

with the passbook, you can track all your transactions.

با دفترچه پس‌انداز، می‌توانید تمام تراکنش‌های خود را پیگیری کنید.

she received her interest payments in the passbook.

او پرداخت‌های بهره خود را در دفترچه پس‌انداز دریافت کرد.

when you change banks, you may need a new passbook.

هنگامی که بانک را تغییر می‌دهید، ممکن است به یک دفترچه پس‌انداز جدید نیاز داشته باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید