passivisms

[ایالات متحده]/ˈpæsɪvɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈpæsɪˌvɪzəmz/

ترجمه

n. فلسفه یا نگرشی که منفعل یا غیرفعال بودن را توصیف می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

social passivisms

گذرواژه‌های اجتماعی

political passivisms

گذرواژه‌های سیاسی

cultural passivisms

گذرواژه‌های فرهنگی

economic passivisms

گذرواژه‌های اقتصادی

active passivisms

گذرواژه‌های فعال

passivisms critique

انتقاد از گذرواژه‌ها

passivisms debate

بحث درباره گذرواژه‌ها

passivisms impact

تاثیر گذرواژه‌ها

passivisms theory

نظریه گذرواژه‌ها

passivisms analysis

تحلیل گذرواژه‌ها

جملات نمونه

many people exhibit passivisms in their daily lives.

بسیاری از افراد در زندگی روزمره خود، منفعل بودن را نشان می‌دهند.

passivisms can hinder personal growth and development.

منفعلی می‌تواند مانع رشد و توسعه شخصی شود.

recognizing passivisms is the first step to overcoming them.

تشخیص منفعل بودن، اولین قدم برای غلبه بر آن است.

in a team, passivisms can lead to poor collaboration.

در یک تیم، منفعل بودن می‌تواند منجر به همکاری ضعیف شود.

addressing passivisms requires open communication.

رسیدگی به منفعل بودن مستلزم برقراری ارتباط باز است.

passivisms often stem from fear of failure.

منفعلی اغلب از ترس شکست نشأت می‌گیرد.

overcoming passivisms can lead to more fulfilling experiences.

غلبه بر منفعل بودن می‌تواند منجر به تجربیات رضایت‌بخش‌تر شود.

education can help reduce passivisms in students.

آموزش می‌تواند به کاهش منفعل بودن در دانش‌آموزان کمک کند.

understanding the roots of passivisms is essential for change.

درک ریشه‌های منفعل بودن برای ایجاد تغییر ضروری است.

therapy can be effective in addressing passivisms.

درمان می‌تواند در رسیدگی به منفعل بودن موثر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید