pastern

[ایالات متحده]/'pæst(ə)n/
[بریتانیا]/'pæstɚn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از پای اسب بین مفصل و سم

عبارات و ترکیب‌ها

hind pastern

پشت ساق

front pastern

جلو ساق

نمونه‌های واقعی

The Houyhnhnms use the hollow part, between the pastern and the hoof of their fore-foot, as we do our hands, and this with greater dexterity than I could at first imagine.

هویهنمس از قسمت توخالی بین مچ پا و سم پای جلویی خود به نحوی که ما از دست‌هایمان استفاده می‌کنیم، استفاده می‌کنند و این کار را با مهارت بیشتری نسبت به تصور اول من انجام می‌دهند.

منبع: Gulliver's Travels (Original Version)

However, they have excellent medicines, composed of herbs, to cure accidental bruises and cuts in the pastern or frog of the foot, by sharp stones, as well as other maims and hurts in the several parts of the body.

با این حال، آنها داروها بسیار خوبی دارند که از گیاهان تشکیل شده‌اند تا خراش‌ها و بریدگی‌های اتفاقی در مچ پا یا پنجه پا را در اثر سنگ‌های تیز، و همچنین سایر آسیب‌ها و صدمات در بخش‌های مختلف بدن درمان کنند.

منبع: Gulliver's Travels (Original Version)

He stroked my right hand, seeming to admire the softness and colour; but he squeezed it so hard between his hoof and his pastern, that I was forced to roar; after which they both touched me with all possible tenderness.

او دست راست من را نوازش کرد، گویی که به نرمی و رنگ آن علاقه داشت؛ اما او آن را به سختی بین سم و مچ پایش فشرد که من مجبور شدم فریاد بزنم؛ پس از آن، هر دو با نهایت ملایمت به من دست زدند.

منبع: Gulliver's Travels (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید