ankle

[ایالات متحده]/ˈæŋkl/
[بریتانیا]/ˈæŋkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مفصل متصل کننده پا و ساق؛ مچ پا

عبارات و ترکیب‌ها

sprained ankle

پیچ‌خوردگی مچ پا

ankle brace

نگهدارنده مچ پا

ankle injury

آسیب مچ پا

ankle swelling

تورم مچ پا

ankle joint

مفصل مچ پا

جملات نمونه

a slight ankle injury.

آسیب جزئی در مچ پا

my ankle's gone all wobbly.

مچ پایم کاملاً ناپایدار شده است.

the men are ankle-deep in mud.

مردان تا مچ پا در گل فرو رفته اند.

we can ankle off to a new locale.

ما می توانیم به یک مکان جدید برویم.

bandage the foot so that the ankle is supported.

پای را پانسمان کنید تا مچ پا پشتیبانی شود.

her ankle was very painful.

مچ پای او بسیار دردناک بود.

the ankle was swollen and painful to the touch.

مچ پا متورم و در لمس دردناک بود.

I stood up to my ankles in snow.

من تا مچ پاهایم در برف ایستاده بودم.

he ankled the series to do a movie.

او برای بازی در یک فیلم، سریال را رها کرد.

she saw him flex his ankle and wince.

او دید که او مچ پایش را خم کرد و آهی کشید.

Johnson was still hobbled slightly by an ankle injury.

جانسون هنوز کمی به دلیل آسیب دیدگی مچ پا ناتوان بود.

Several pretty models ankled through the hall.

چند مدل زیبا از سالن عبور کردند.

The prisoner's ankle chains clanked as they walked.

زنجیرهای مچ پای زندانی هنگام راه رفتن کلیک می کردند.

waist-deep in the water; ankle-deep in snow.

تا کمر در آب؛ تا مچ پا در برف.

A sprained ankle slowed my pace.

پیچ خوردگی مچ پا سرعت من را کاهش داد.

She tore ligament in her ankle while she was playing squash.

او در حین بازی اسکوآش رباط مچ پایش را پاره کرد.

She sprained her ankle playing squash.

او در حین بازی اسکوآش مچ پایش را پیچ خورد.

The doctors have taped his swollen ankle up.

پزشکان مچ پای متورم او را چسب زده اند.

نمونه‌های واقعی

I am afraid I have twisted my ankle.

من می‌ترسم که مچ پایم را پیچانده باشم.

منبع: Conversation for Traveling Abroad: Sightseeing Edition

You have to have loose ankles, I hear.

شنیده‌ام باید مچ پاهایتان شل باشد.

منبع: Connection Magazine

Rachel, I'm sorry I hurt your ankles.

راشل، متاسفم که به مچ پاهایت آسیب زدم.

منبع: Friends Season 6

I twisted my ankle on that board there.

من مچ پایم را روی آن تخته پیچ خوردم.

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

He twined himself around the little prince's ankle, like a golden bracelet.

او مثل یک دستبند طلایی، دور مچ پای شاهزاده کوچولو پیچید.

منبع: The Little Prince

Okay, Leonard, sweetheart, you twisted your ankle playing Scrabble.

باشه، لئونارد، عزیزم، تو مچ پایت رو در حین بازی اسکرابل پیچوندی.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

I did. But I hurt my ankle, so I stopped.

آره. اما مچ پایم آسیب دید، پس دست کشیدم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

But she stopped when she hurt her ankle on the stairs.

اما او وقتی مچ پایش را روی پله‌ها آسیب زد، دست کشید.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

She lifts her ankle and it's ventilating behavior as well.

او مچ پایش را بالا می‌برد و این رفتار تنفسی نیز هست.

منبع: Connection Magazine

The child broke his ankle and was sent to the hospital.

کودک استخوان مچ پایش را شکست و به بیمارستان فرستاده شد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید