pastiss

[ایالات متحده]/pæˈtiːs/
[بریتانیا]/pæˈtiːs/

ترجمه

n. یک مشروب یا لیکور طعم‌دار با طعم انیسه فرانسوی

عبارات و ترکیب‌ها

pastiss recipe

دستورالعمل پاستیس

pastiss dough

خمیر پاستیس

pastiss dessert

دسر پاستیس

pastiss filling

مواد پرکننده پاستیس

pastiss layers

لایه‌های پاستیس

pastiss pastry

شیرینی پاستیس

pastiss flavor

طعم پاستیس

pastiss slice

قطعه پاستیس

pastiss treat

یک خوشی پاستیس

pastiss chef

سرآشپز پاستیس

جملات نمونه

she decided to pastiss her favorite dessert for the party.

او تصمیم گرفت دسر مورد علاقه خود را برای مهمانی درست کند.

we often pastiss our family recipes during holidays.

ما اغلب دستور العمل های خانوادگی خود را در تعطیلات درست می کنیم.

he loves to pastiss his grandmother's cooking techniques.

او عاشق درست کردن غذا با استفاده از تکنیک های آشپزی مادربزرگش است.

they plan to pastiss their traditions to the next generation.

آنها قصد دارند سنت های خود را به نسل بعدی منتقل کنند.

at the festival, they will pastiss their cultural dances.

در جشنواره، آنها رقص های فرهنگی خود را اجرا خواهند کرد.

she aims to pastiss her artistic skills to her students.

او قصد دارد مهارت های هنری خود را به دانش آموزان خود آموزش دهد.

he wants to pastiss his knowledge of music to young musicians.

او می خواهد دانش موسیقی خود را به نوازندگان جوان آموزش دهد.

we should pastiss our values to ensure a better future.

ما باید ارزش های خود را حفظ کنیم تا آینده ای بهتر را تضمین کنیم.

they will pastiss the secrets of their craft to apprentices.

آنها قصد دارند اسرار هنر خود را به شاگردان آموزش دهند.

she hopes to pastiss her love for gardening to her children.

او امیدوار است عشق خود به باغبانی را به فرزندانش منتقل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید