pastnesses

[ایالات متحده]/ˈpɑːt.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈpæst.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا وضعیت گذشته بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pastnesses of time

گذشته‌های زمانی

collective pastnesses

گذشته‌های جمعی

cultural pastnesses

گذشته‌های فرهنگی

individual pastnesses

گذشته‌های فردی

historical pastnesses

گذشته‌های تاریخی

shared pastnesses

گذشته‌های مشترک

emotional pastnesses

گذشته‌های احساسی

social pastnesses

گذشته‌های اجتماعی

forgotten pastnesses

گذشته‌های فراموش‌شده

جملات نمونه

the pastnesses of our experiences shape who we are today.

گذشته‌ها و تجربیات ما شکل‌دهنده هویت ما در امروز هستند.

reflecting on pastnesses can help us learn from our mistakes.

تأمل در گذشته‌ها می‌تواند به ما کمک کند تا از اشتباهات خود درس بگیریم.

the pastnesses of history often repeat themselves.

گذشته‌های تاریخ اغلب خود را تکرار می‌کنند.

in exploring our pastnesses, we find meaning in the present.

در بررسی گذشته‌های خود، معنایی در زمان حال می‌یابیم.

understanding our pastnesses is crucial for personal growth.

درک گذشته‌های ما برای رشد شخصی بسیار مهم است.

she often reminisces about the pastnesses of her childhood.

او اغلب به گذشته‌های دوران کودکی خود نوستالژی می‌کند.

pastnesses can influence our future decisions.

گذشته‌ها می‌توانند بر تصمیمات آینده ما تأثیر بگذارند.

documenting pastnesses can preserve family history.

ثبت گذشته‌ها می‌تواند تاریخچه خانواده را حفظ کند.

in literature, pastnesses are often depicted through flashbacks.

در ادبیات، گذشته‌ها اغلب از طریق فلاش‌بک به تصویر کشیده می‌شوند.

learning from pastnesses can lead to better outcomes.

یادگیری از گذشته‌ها می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید