gone fishing
رفتن به ماهیگیری
gone mad
دیوانه شدن
gone missing
گم شدن
gone bad
بد شدن
gone away
رفتن دور
gone home
رفتن به خانه
gone forever
برای همیشه رفته
gone south
به سمت جنوب رفته
gone public
عملیات عمومی
gone viral
ویروسی شده
the time has gone by so quickly.
زمان خیلی سریع سپری شده است.
she is gone for the weekend.
او آخر هفته رفته است.
all my worries are gone now.
دیگر تمام نگرانیهای من از بین رفته است.
he has gone to bed early.
او زود به رختخواب رفته است.
the money is gone forever.
پول برای همیشه رفته است.
her patience has gone thin.
صبر او تحلیل رفته است.
they have gone their separate ways.
آنها راه های جداگانه خود را طی کرده اند.
his enthusiasm is gone.
اشتیاق او از بین رفته است.
once the chance is gone, it's hard to get it back.
وقتی فرصت از دست رفت، به دست آوردن آن دوباره سخت است.
the cookies are all gone.
همه کوکی ها تمام شده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید