gone

[ایالات متحده]/ɡɒn/
[بریتانیا]/ɡɔn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رفته؛ مرده؛ مصرف شده
v. گذشتهٔ participle از رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

gone fishing

رفتن به ماهیگیری

gone mad

دیوانه شدن

gone missing

گم شدن

gone bad

بد شدن

gone away

رفتن دور

gone home

رفتن به خانه

gone forever

برای همیشه رفته

gone south

به سمت جنوب رفته

gone public

عملیات عمومی

gone viral

ویروسی شده

جملات نمونه

the time has gone by so quickly.

زمان خیلی سریع سپری شده است.

she is gone for the weekend.

او آخر هفته رفته است.

all my worries are gone now.

دیگر تمام نگرانی‌های من از بین رفته است.

he has gone to bed early.

او زود به رختخواب رفته است.

the money is gone forever.

پول برای همیشه رفته است.

her patience has gone thin.

صبر او تحلیل رفته است.

they have gone their separate ways.

آنها راه های جداگانه خود را طی کرده اند.

his enthusiasm is gone.

اشتیاق او از بین رفته است.

once the chance is gone, it's hard to get it back.

وقتی فرصت از دست رفت، به دست آوردن آن دوباره سخت است.

the cookies are all gone.

همه کوکی ها تمام شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید