pastorship

[ایالات متحده]/ˈpɑːstəʃɪp/
[بریتانیا]/ˈpæstərʃɪp/

ترجمه

n. منطقه یا دفتر یک کشیش؛ دوره تصدی یک کشیش
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

pastorship role

نقش کشیشی

pastorship duties

وظایف کشیشی

pastorship training

آموزش کشیشی

pastorship position

موقعیت کشیشی

pastorship responsibilities

مسئولیت‌های کشیشی

pastorship community

جامعه کشیشی

pastorship support

حمایت کشیشی

pastorship vision

چشم‌انداز کشیشی

pastorship experience

تجربه کشیشی

pastorship guidance

راهنمایی کشیشی

جملات نمونه

he has taken on the pastorship at the local church.

او مسئولیت رهبری کلیسای محلی را بر عهده گرفته است.

the pastorship requires strong leadership skills.

رهبری برای انجام وظایف رهبری کلیسا به مهارت های رهبری قوی نیاز دارد.

she felt called to the pastorship after years of service.

پس از سال‌ها خدمت، او احساس کرد که برای رهبری کلیسا دعوت شده است.

his pastorship is marked by community outreach programs.

رهبری او با برنامه های outreach در جامعه مشخص شده است.

many aspire to the pastorship for its spiritual rewards.

بسیاری به دلیل پاداش های معنوی، برای رهبری کلیسا آرزو دارند.

the pastorship involves guiding the congregation in faith.

رهبری کلیسا شامل هدایت جمع آوری کنندگان در ایمان است.

she was ordained into the pastorship last spring.

او در بهار گذشته برای رهبری کلیسا منصوب شد.

his pastorship has greatly impacted the youth in the community.

رهبری او تأثیر زیادی بر جوانان در جامعه داشته است.

the challenges of pastorship can be overwhelming at times.

چالش های رهبری کلیسا گاهی اوقات طاقت فرسا می شوند.

she embraced the pastorship with a deep sense of purpose.

او با حس هدف عمیقی، رهبری کلیسا را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید