patchiest weather
بدترین شرایط آب و هوایی
patchiest results
بدترین نتایج
patchiest coverage
ناپیوستهترین پوشش
patchiest performance
عملکرد پراکنده
patchiest areas
مناطقی با پوشش نامنظم
patchiest sections
بخشهای پراکنده
patchiest signals
سیگنالهای پراکنده
patchiest patches
ناهموارترین قسمتها
patchiest textures
بافتهای نامنظم
the patchiest areas of the garden need more attention.
مناطعی که بیشترین آسیبدیدگی را دارند، نیاز به توجه بیشتری دارند.
his performance was the patchiest i've ever seen.
عملکرد او بدترین و پر نوسانی بود که تا به حال دیدهام.
the weather has been patchiest this season.
هوا در این فصل بیشترین نوسان را داشته است.
they found the patchiest coverage in rural areas.
آنها کمترین پوشش را در مناطق روستایی یافتند.
her understanding of the subject was the patchiest of all the students.
درک او از موضوع از همه دانشجویان نوسان بیشتری داشت.
the patchiest connectivity affects many users.
اتصال ناپایدار بسیاری از کاربران را تحت تأثیر قرار می دهد.
his patchiest knowledge on the topic surprised everyone.
دانش او در مورد این موضوع که پر از حفره بود، همه را شگفت زده کرد.
they reported the patchiest internet service in the city.
آنها گزارش کردند که ضعیفترین خدمات اینترنت را در شهر دارند.
the patchiest areas of the report need more research.
مناطعی که بیشترین ضعف را در گزارش دارند، به تحقیقات بیشتری نیاز دارند.
her patchiest attendance record raised some concerns.
سابقه حضور و غیاب او که پر از حفره بود، نگرانیهایی را ایجاد کرد.
patchiest weather
بدترین شرایط آب و هوایی
patchiest results
بدترین نتایج
patchiest coverage
ناپیوستهترین پوشش
patchiest performance
عملکرد پراکنده
patchiest areas
مناطقی با پوشش نامنظم
patchiest sections
بخشهای پراکنده
patchiest signals
سیگنالهای پراکنده
patchiest patches
ناهموارترین قسمتها
patchiest textures
بافتهای نامنظم
the patchiest areas of the garden need more attention.
مناطعی که بیشترین آسیبدیدگی را دارند، نیاز به توجه بیشتری دارند.
his performance was the patchiest i've ever seen.
عملکرد او بدترین و پر نوسانی بود که تا به حال دیدهام.
the weather has been patchiest this season.
هوا در این فصل بیشترین نوسان را داشته است.
they found the patchiest coverage in rural areas.
آنها کمترین پوشش را در مناطق روستایی یافتند.
her understanding of the subject was the patchiest of all the students.
درک او از موضوع از همه دانشجویان نوسان بیشتری داشت.
the patchiest connectivity affects many users.
اتصال ناپایدار بسیاری از کاربران را تحت تأثیر قرار می دهد.
his patchiest knowledge on the topic surprised everyone.
دانش او در مورد این موضوع که پر از حفره بود، همه را شگفت زده کرد.
they reported the patchiest internet service in the city.
آنها گزارش کردند که ضعیفترین خدمات اینترنت را در شهر دارند.
the patchiest areas of the report need more research.
مناطعی که بیشترین ضعف را در گزارش دارند، به تحقیقات بیشتری نیاز دارند.
her patchiest attendance record raised some concerns.
سابقه حضور و غیاب او که پر از حفره بود، نگرانیهایی را ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید