patchiest

[ایالات متحده]/ˈpætʃiɪst/
[بریتانیا]/ˈpætʃiɪst/

ترجمه

adj. بیشترین ناپیوستگی; نابرابر یا ناقص در کیفیت

عبارات و ترکیب‌ها

patchiest weather

بدترین شرایط آب و هوایی

patchiest results

بدترین نتایج

patchiest coverage

ناپیوسته‌ترین پوشش

patchiest performance

عملکرد پراکنده

patchiest areas

مناطقی با پوشش نامنظم

patchiest sections

بخش‌های پراکنده

patchiest signals

سیگنال‌های پراکنده

patchiest patches

ناهموارترین قسمت‌ها

patchiest textures

بافت‌های نامنظم

جملات نمونه

the patchiest areas of the garden need more attention.

مناطعی که بیشترین آسیب‌دیدگی را دارند، نیاز به توجه بیشتری دارند.

his performance was the patchiest i've ever seen.

عملکرد او بدترین و پر نوسانی بود که تا به حال دیده‌ام.

the weather has been patchiest this season.

هوا در این فصل بیشترین نوسان را داشته است.

they found the patchiest coverage in rural areas.

آنها کمترین پوشش را در مناطق روستایی یافتند.

her understanding of the subject was the patchiest of all the students.

درک او از موضوع از همه دانشجویان نوسان بیشتری داشت.

the patchiest connectivity affects many users.

اتصال ناپایدار بسیاری از کاربران را تحت تأثیر قرار می دهد.

his patchiest knowledge on the topic surprised everyone.

دانش او در مورد این موضوع که پر از حفره بود، همه را شگفت زده کرد.

they reported the patchiest internet service in the city.

آنها گزارش کردند که ضعیف‌ترین خدمات اینترنت را در شهر دارند.

the patchiest areas of the report need more research.

مناطعی که بیشترین ضعف را در گزارش دارند، به تحقیقات بیشتری نیاز دارند.

her patchiest attendance record raised some concerns.

سابقه حضور و غیاب او که پر از حفره بود، نگرانی‌هایی را ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید