paternities

[ایالات متحده]/pəˈtɜːnɪtiz/
[بریتانیا]/pəˈtɜrnɪtiz/

ترجمه

n. پدری; نسل پدری; نوادگان مذکر

عبارات و ترکیب‌ها

legal paternities

قانوني بودن

social paternities

پدر بودن اجتماعی

biological paternities

پدر بودن بیولوژیکی

established paternities

پدر بودن اثبات شده

disputed paternities

پدر بودن مورد اختلاف

paternities test

تست پدر بودن

paternities rights

حقوق پدر بودن

paternities claims

ادعاهای پدر بودن

paternities issues

مشکلات پدر بودن

paternities law

قانون پدر بودن

جملات نمونه

many men seek to establish their paternities through dna testing.

بسیاری از مردان به دنبال اثبات نسب خود از طریق آزمایش DNA هستند.

legal disputes over paternities can be emotionally challenging.

اختلافات قانونی در مورد نسب می‌تواند چالش برانگیز باشد.

understanding paternities is crucial in family law cases.

درک نسب در پرونده‌های حقوقی خانواده بسیار مهم است.

some cultures have unique traditions related to paternities.

برخی از فرهنگ‌ها رسوم خاص مرتبط با نسب دارند.

paternities can influence inheritance rights significantly.

نسب می‌تواند به طور قابل توجهی حقوق ارث را تحت تأثیر قرار دهد.

there are various methods to determine paternities.

روش‌های مختلفی برای تعیین نسب وجود دارد.

discussions about paternities often arise in family gatherings.

بحث درباره نسب اغلب در جمع‌های خانوادگی مطرح می‌شود.

many people are curious about their paternities for personal reasons.

بسیاری از مردم به دلایل شخصی درباره نسب خود کنجکاو هستند.

paternities can sometimes lead to surprising revelations.

نسب گاهی می‌تواند منجر به افشای‌های غافلگیرکننده شود.

researching paternities can uncover hidden family histories.

تحقیق درباره نسب می‌تواند تاریخچه خانوادگی پنهان را کشف کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید