pato

[ایالات متحده]/ˈpɑːtəʊ/
[بریتانیا]/ˈpɑːtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همجنسگرا مرد؛ اصطلاح اسپانیایی برای همجنسگرا مرد
Word Forms
جمعpatos

عبارات و ترکیب‌ها

pato de madera

مرغ چوبی

pato salvaje

مرغ وحشی

pato asado

مرغ کبابی

pato nadador

مرغ غطاس

pato de goma

مرغ لاستیکی

pato real

مرغ سلطنتی

pato de cerámica

مرغ سرامیکی

pato de peluche

مرغ عروسکی

pato volador

مرغ پرنده

pato de papel

مرغ کاغذی

جملات نمونه

my friend has a pet pato.

دوست من یک حیوان خانگی به نام پاتو دارد.

the pato swam gracefully in the pond.

پاتو به طور ظریف در برکه شنا کرد.

we enjoyed a delicious pato dish for dinner.

ما از یک غذای خوشمزه پاتو برای شام لذت بردیم.

she took a photo of the pato in the park.

او از پاتو در پارک عکس گرفت.

the children fed the pato breadcrumbs.

بچه ها به پاتو خرده نان دادند.

he bought a pato statue for his garden.

او یک مجسمه پاتو برای باغش خرید.

they watched the pato dive for food.

آنها تماشاگر شیرجه زدن پاتو برای غذا بودند.

the pato quacked loudly in the morning.

پاتو صبح ها با صدای بلند قار قار می کرد.

we saw a cute pato waddling by the lake.

ما یک پاتو نازک که در کنار دریاچه راه می رفتیم دیدیم.

the pato is known for its vibrant colors.

پاتو به خاطر رنگ های زنده اش شناخته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید