patronizes others
حمایت میکند از دیگران
patronizes me
حمایت میکند از من
patronizes children
حمایت میکند از کودکان
patronizes clients
حمایت میکند از مشتریان
patronizes women
حمایت میکند از زنان
patronizes employees
حمایت میکند از کارمندان
patronizes minorities
حمایت میکند از اقلیتها
patronizes friends
حمایت میکند از دوستان
patronizes customers
حمایت میکند از مشتریان
patronizes students
حمایت میکند از دانشآموزان
he often patronizes local businesses to support the community.
او اغلب از کسب و کارهای محلی حمایت می کند تا از جامعه حمایت کند.
she feels that her boss patronizes her when he explains simple tasks.
او احساس می کند که وقتی رئیسش وظایف ساده را توضیح می دهد، با او رفتار تحقیرآمیزی می کند.
the critic patronizes the artist's work instead of offering constructive feedback.
منتقد به جای ارائه بازخورد سازنده، به کار هنرمند بیاحترامی میکند.
he patronizes the café every sunday for brunch.
او هر یکشنبه برای صرف صبحانه به کافه سر می زند.
it's frustrating when someone patronizes you instead of treating you as an equal.
وقتی کسی به جای رفتار با شما به عنوان یک فرد برابر، با شما رفتار تحقیرآمیزی می کند، ناامید کننده است.
she patronizes the bookstore to find unique titles.
او برای یافتن عناوین منحصر به فرد به کتابفروشی سر می زند.
his tone often patronizes the younger employees in meetings.
لحن او اغلب لحنی تحقیرآمیز نسبت به کارمندان جوان تر در جلسات دارد.
many customers appreciate that the restaurant patronizes local farmers.
بسیاری از مشتریان قدردانی می کنند که رستوران از کشاورزان محلی حمایت می کند.
she doesn't like it when people patronize her intelligence.
او نمی پسندد که مردم به هوش او بیاحترامی کنند.
he patronizes various art galleries to expand his collection.
او برای گسترش مجموعه خود، به گالری های هنری مختلف سر می زند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید