condescends

[ایالات متحده]/ˌkɒndɪˈsɛndz/
[بریتانیا]/ˌkɑːndɪˈsɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خود را به موقعیتی که به عنوان پایین‌تر در نظر گرفته می‌شود پایین آوردن؛ به شیوه‌ای پدرانه رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

condescends to speak

ظرفیت صحبت کردن دارد

condescends to act

ظرفیت عمل کردن دارد

condescends to help

ظرفیت کمک کردن دارد

condescends to listen

ظرفیت گوش دادن دارد

condescends to offer

ظرفیت پیشنهاد دادن دارد

condescends to share

ظرفیت به اشتراک گذاشتن دارد

condescends to explain

ظرفیت توضیح دادن دارد

condescends to engage

ظرفیت مشارکت کردن دارد

condescends to acknowledge

ظرفیت پذیرش دارد

condescends to address

ظرفیت رسیدگی دارد

جملات نمونه

she condescends to speak to her subordinates.

او به صحبت با زیردستان خود متکبرانه می‌پردازد.

he often condescends when giving advice.

او اغلب وقتی نصیحت می‌کند، متکبرانه رفتار می‌کند.

the professor condescends to explain the topic to us.

استاد با لحنی متکبرانه موضوع را برای ما توضیح می‌دهد.

she condescends to help only when it suits her.

او فقط زمانی کمک می‌کند که به نفع خودش باشد و با لحنی متکبرانه.

he condescends to visit the less fortunate.

او با لحنی متکبرانه از افراد نیازمند دیدار می‌کند.

they condescend to attend the meeting occasionally.

آنها گاهی اوقات با لحنی متکبرانه در جلسه شرکت می‌کنند.

to condescend is not always a sign of kindness.

متکبرانه رفتار کردن همیشه نشانه‌ی مهربانی نیست.

she condescends to share her knowledge with us.

او با لحنی متکبرانه دانش خود را با ما به اشتراک می‌گذارد.

he condescends to acknowledge the effort of others.

او با لحنی متکبرانه تلاش دیگران را به رسمیت می‌شناسد.

it's frustrating when someone condescends to you.

وقتی کسی با شما با لحنی متکبرانه رفتار می‌کند، خسته‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید