condescends to speak
ظرفیت صحبت کردن دارد
condescends to act
ظرفیت عمل کردن دارد
condescends to help
ظرفیت کمک کردن دارد
condescends to listen
ظرفیت گوش دادن دارد
condescends to offer
ظرفیت پیشنهاد دادن دارد
condescends to share
ظرفیت به اشتراک گذاشتن دارد
condescends to explain
ظرفیت توضیح دادن دارد
condescends to engage
ظرفیت مشارکت کردن دارد
condescends to acknowledge
ظرفیت پذیرش دارد
condescends to address
ظرفیت رسیدگی دارد
she condescends to speak to her subordinates.
او به صحبت با زیردستان خود متکبرانه میپردازد.
he often condescends when giving advice.
او اغلب وقتی نصیحت میکند، متکبرانه رفتار میکند.
the professor condescends to explain the topic to us.
استاد با لحنی متکبرانه موضوع را برای ما توضیح میدهد.
she condescends to help only when it suits her.
او فقط زمانی کمک میکند که به نفع خودش باشد و با لحنی متکبرانه.
he condescends to visit the less fortunate.
او با لحنی متکبرانه از افراد نیازمند دیدار میکند.
they condescend to attend the meeting occasionally.
آنها گاهی اوقات با لحنی متکبرانه در جلسه شرکت میکنند.
to condescend is not always a sign of kindness.
متکبرانه رفتار کردن همیشه نشانهی مهربانی نیست.
she condescends to share her knowledge with us.
او با لحنی متکبرانه دانش خود را با ما به اشتراک میگذارد.
he condescends to acknowledge the effort of others.
او با لحنی متکبرانه تلاش دیگران را به رسمیت میشناسد.
it's frustrating when someone condescends to you.
وقتی کسی با شما با لحنی متکبرانه رفتار میکند، خستهکننده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید