backs

[ایالات متحده]/[bæks]/
[بریتانیا]/[bæks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش پشتی چیزی؛ جمع (plural) از back؛ شخصی که پشتیبانی می‌کند، به ویژه مالی
v. حمایت کردن؛ تایید کردن؛ به عقب حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

backs against the wall

دیوار به دیوار

back pain

درد کمر

back up

پشتیبان گیری

back to basics

بازگشت به اصول اولیه

back and forth

این ور و آن ور

backs of hands

پشت دست ها

backs of the neck

پشت گردن

backing backs

پشتیبان های پشتی

backs of envelopes

پشت پاکات ها

backs up data

پشتیبان گیری از داده ها

جملات نمونه

she felt a sharp pain in her lower backs.

او درد شدیدی در قسمت پایین کمرش احساس کرد.

he supported the heavy box with his backs.

او جعبه سنگین را با پشتش نگه داشت.

the restaurant has lovely outdoor backs overlooking the park.

رستوران دارای پشت بام های فضای باز زیبا با چشم انداز پارک است.

my back aches after hours of gardening.

کمرم بعد از چند ساعت باغبانی درد می‌کند.

the mountain backs provided a stunning view.

پشت کوه‌ها منظره‌ای خیره‌کننده را ارائه می‌داد.

he scratched his head and then his backs.

او سرش را خاراند و سپس پشتش را.

the sofa backs were surprisingly comfortable.

پشت صندلی‌ها به طرز شگفت‌انگیزی راحت بودند.

the company's backs are against the wall due to declining sales.

شرکت در حال حاضر در وضعیت سختی قرار دارد به دلیل کاهش فروش.

he rubbed his backs to relieve the tension.

او پشتش را مالید تا تنش را از بین ببرد.

the chairs backs were made of sturdy wood.

پشت صندلی‌ها از چوب محکم ساخته شده بود.

she leaned against his backs for support.

او برای حمایت به پشتش تکیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید