patterning

[ایالات متحده]/'pætənɪŋ/
[بریتانیا]/'pætɚnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طراحی تزئینی، ساختار الگو؛ ایجاد یک مدل.

عبارات و ترکیب‌ها

patterning process

فرآیند الگو سازی

patterning techniques

تکنیک های الگو سازی

fabric patterning

الگو سازی پارچه

digital patterning

الگو سازی دیجیتال

patterning software

نرم افزار الگو سازی

جملات نمونه

Adopting N-patterning guide bar shogging mechanism.

به کارگیری مکانیزم شَوگینگ N-الگو

The artist used intricate patterning in the design.

هنرمند از الگوی پیچیده در طراحی استفاده کرد.

Patterning is an important aspect of textile design.

الگو سازی جنبه مهمی از طراحی متقال است.

She created a beautiful patterning on the fabric.

او یک الگوی زیبا روی پارچه ایجاد کرد.

The rug featured a unique patterning that caught everyone's attention.

قالی دارای الگوی منحصر به فردی بود که توجه همه را جلب کرد.

The company specializes in digital patterning for clothing.

این شرکت در زمینه الگوبرداری دیجیتال برای لباس تخصص دارد.

The patterning on the wallpaper added a touch of elegance to the room.

الگوی روی کاغذ دیواری، ظاهری شیک به اتاق بخشید.

The dress had a subtle floral patterning that was perfect for the spring.

لباس دارای الگوی گلدار ظریفی بود که برای فصل بهار مناسب بود.

The patterning on the china plates was inspired by traditional motifs.

الگوی روی بشقاب های چینی از نقوش سنتی الهام گرفته بود.

The artist experimented with different patterning techniques in her latest collection.

هنرمند در مجموعه جدید خود با تکنیک های مختلف الگوبرداری آزمایش کرد.

Patterning plays a crucial role in creating visual interest in design.

الگوبرداری نقش مهمی در ایجاد جذابیت بصری در طراحی ایفا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید