filling

[ایالات متحده]/ˈfɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده‌ای که برای پر کردن حفره‌ای در دندان استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

filling material

مواد پرکننده

filling station

ایستگاه سوخت‌رسانی

filling in

پر کردن

filling machine

دستگاه پرکن

water filling

پر کردن با آب

filling system

سیستم پر کردن

filling agent

عامل پر کننده

filling ratio

نسبت پر کردن

filling line

خط پر کردن

filling pressure

فشار پر کردن

sand filling

پر کردن با شن

back filling

پر کردن مجدد

filling volume

حجم پر کردن

liquid filling machine

دستگاه پر کردن مایع

filling defect

ایراد پر کردن

filling factor

ضریب پر کردن

filling valve

شیر پرکن

filling compound

ترکیب پر کننده

filling yarn

نخ پر کننده

filling pipe

لوله پر کننده

جملات نمونه

the filling of an order

پر کردن سفارش

a gold filling in a tooth.

یک پرکردگی طلایی در دندان.

a filling spicy bean soup.

یک سوپ لوبیا تند و سیرکننده.

I have a filling in my tooth.

من یک پرکردگی در دندانم دارم.

I have a filling in the tooth.

من یک پرکردگی در دندان دارم.

The dentist said she would do the filling straightaway.

دندانپزشک گفت که بلافاصله پر کرد.

one of my fillings has come adrift .

یکی از پرکننده‌هایم جدا شده است.

we spent an uneasy few days filling in time.

ما چند روز ناخوشایند را صرف پر کردن وقت کردیم.

he could feel the brandy filling him with a warm glow.

او می‌توانست احساس کند که برندی او را با یک حس گرما پر می‌کند.

Richard's pet hate is filling in his tax returns.

نفرت خاص ریچارد این است که اظهارنامه مالیاتی خود را پر کند.

filling the freezer with all kinds of nosh.

پر کردن فریزر با انواع غذا.

the fillings can be pocketed in a pitta bread.

پرکردگی ها را می توان در نان پیتا قرار داد.

he was standing in the selfsame spot you're filling now.

او در همان نقطه ایستاده بود که اکنون شما در حال پر کردن آن هستید.

The balloon was distended because of filling of hydrogen.

بالون به دلیل پر شدن با هیدروژن متسع شد.

April 15 is the deadline for filling individual income-tax returns.

پانزدهم آوریل مهلت تکمیل اظهارنامه مالیاتی شخصی است.

Her main job was filling the doctor's prescriptions.

وظیفه اصلی او پر کردن نسخه های پزشک بود.

Lake Erie is filling with the heavy rain.

دریاچه ایری در حال پر شدن با باران شدید است.

Semi-automatic Filling Machine are suitable for dosing filling products at any kinds of ropy pitch from aquiform to viscosity.

دستگاه پرکننده نیمه اتوماتیک برای دوز کردن محصولات پرکننده با هر نوع ویسکوزیته رقیق تا غلیظ مناسب است.

Measurement Performance in Weak Filling Condition: Oxyhemoglobin and pulse value can be shown correctly when pulse-filling ratio is 0.5%.

عملکرد اندازه گیری در شرایط ضعیف پر شدن: مقدار هموگلوبین اکسیژن و نبض می تواند به درستی نشان داده شود زمانی که نسبت پر شدن نبض 0.5٪ است.

Mortar in between the bricks; two crackers with a filling in between.

ملات بین آجرها؛ دو بیسکویت با مواد پرکننده در بین.

نمونه‌های واقعی

Yes, I do Rob. I really like the pork and chive filling.

بله، من این کار را انجام می‌دهم راب. من واقعاً چاشنی گوشت خوک و نعناع را دوست دارم.

منبع: BBC Authentic English

And you can pick your fillings? Oh my God.

و آیا شما می‌توانید مواد داخل آن را انتخاب کنید؟ خدای من.

منبع: Idol speaks English fluently.

This part of the heartbeat, when blood is filling the relaxed ventricles is called diastole.

این قسمت از ضربان قلب، زمانی که خون در دهلیزهای آرامش یافته پر می‌شود، دیاستول نامیده می‌شود.

منبع: Osmosis - Anatomy and Physiology

Just filling in for Coy Wire today, though.

فقط امروز به جای کوی وایر جایگزین شده‌ام.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Is it double the filling, as the name suggests?

آیا دو برابر مواد داخل آن است، همانطور که نامش نشان می‌دهد؟

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

First we cut the bread, then we spread the filling.

ابتدا نان را برش می‌دهیم، سپس مواد داخل آن را پخش می‌کنیم.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

I'm going to beat the filling out of you!

منه می‌خوام مواد داخل تو رو بیرون بکشم!

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Like, it sounds like you're filling up a six-pack.

مثل این که به نظر می‌رسد شما در حال پر کردن یک بسته شش تایی هستید.

منبع: NPR News October 2021 Compilation

You seasoned the filling quite nicely.

شما مواد داخل آن را به خوبی مزه‌دار کردید.

منبع: Gourmet Base

It's also used to thicken the filling in jelly donuts.

همچنین برای غلیظ کردن مواد داخل آن در دونات‌های ژله‌ای استفاده می‌شود.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید