paunch

[ایالات متحده]/pɔːn(t)ʃ/
[بریتانیا]/pɔntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکم برجسته; شکم
vt. انجام عمل جراحی برای باز کردن شکم; حذف ارگان‌های داخلی.

عبارات و ترکیب‌ها

a big paunch

شکم بزرگ

hide his paunch

شکمش را پنهان کند

جملات نمونه

Fat paunches have lean pates.

شکم‌های چرب، سرهای باریک دارند.

one of the things I had to do was to paunch and skin a hare.

یکی از کارهایی که مجبور بودم انجام دهم این بود که یک خرگوش را شکم و پوست کنم.

3.to normalize operational manipulation and convert to paunch operation decidedly seasonably;

3. برای نرمال کردن دستکاری عملیاتی و تبدیل آن به عملیات شکمی به طور قاطعانه فصلی;

He patted his paunch after a satisfying meal.

او پس از یک وعده غذایی رضایت بخش، به شکم خود دست زد.

His paunch jiggled as he laughed heartily.

همانطور که با خوشحالی می خندید، شکمش می لرزید.

The old man's paunch hung over his belt.

شکم مرد پیر از کمربندش آویزان بود.

He tried to hide his paunch by wearing loose shirts.

او سعی کرد شکمش را با پوشیدن پیراهن های گشاد پنهان کند.

His paunch indicated his love for good food.

شکمش نشان دهنده علاقه او به غذای خوب بود.

She couldn't help but giggle at his cute paunch.

او نتوانست جلوی خنده به شکم بامزه اش را بگیرد.

The doctor advised him to exercise to reduce his paunch.

پزشک به او توصیه کرد برای کاهش شکمش ورزش کند.

He felt self-conscious about his expanding paunch.

او در مورد شکم در حال افزایش خود احساس ناامنی می کرد.

The paunch of the pig was used to make delicious bacon.

شکم خوک برای تهیه گوشت بیکن خوشمزه استفاده شد.

His paunch made it difficult for him to bend over and tie his shoes.

شکمش باعث می شد خم شدن و کفش هایش را بپوشد دشوار باشد.

نمونه‌های واقعی

He leaned back a little bit, his bulging paunch concealed behind the high counter ...

او کمی به عقب تکیه زد، شکم بزرگش پشت پیشخوان بلند پنهان بود...

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

An older man with a scraggly large beard and Falstaff's paunch brought me a glass of scotch.

یک مرد مسن با ریش درهم و شکم فالستاف، یک لیوان اسکاچ برای من آورد.

منبع: Call Me by Your Name

He was getting something of a paunch, and sorrow had no effect on it.

او داشت کمی شکم پیدا می‌کرد و غم بر آن تاثیری نداشت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Which means that if you want to avoid post-bowl paunch, your team better bring it.

یعنی اگر می‌خواهید از شکم بعد از کاسه جلوگیری کنید، تیم شما باید آن را به همراه بیاورد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation March 2016

Well I may have a little paunch – or a fat stomach – but didn't you know that it's out of my control?

خب، شاید کمی شکم داشته باشم - یا یک شکم چاق - آیا نمی‌دانستید که این خارج از کنترل من است؟

منبع: 6 Minute English

Let's talk about paunch – another name for a fat stomach that men like me – and you – have.

بیایید در مورد شکم صحبت کنیم - نام دیگری برای یک شکم چاق که مردانی مانند من و شما دارند.

منبع: 6 Minute English

He scooped them in solemnly, they said, until his paunch protruded like an alderman's.

آنها گفتند که او آنها را با وقار جمع کرد تا زمانی که شکمش مانند یک عضو شورای شهر بیرون زده بود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

He was stouter, too, and the fat hung in heavy folds under his chin; his paunch was preposterous.

او هم قوی‌تر بود و چربی به صورت چین‌های سنگین زیر چانه‌اش آویزان بود؛ شکمش مضحک بود.

منبع: Magician

" In vain it was to rake for Ambergriese in the paunch of this Leviathan, insufferable fetor denying not inquiry." SIR T. BROWNE, V. E.

بی‌نتیجه بود که برای جستجوی آمبرگریس در شکم این Leviathan تلاش کرد، بوی بد غیرقابل تحمل اجازه نمی‌داد که تحقیق نشود. سر توماس براون، وی. ای.

منبع: Moby-Dick

His paunch was huge; he was a very tall man and held himself erect, so that it protruded like a vast barrel.

شکمش بزرگ بود؛ او یک مرد بسیار قدبلند بود و خود را سرپا نگه می‌داشت، بنابراین مانند یک بشکه بزرگ بیرون زده بود.

منبع: Magician

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید