pavillon

[ایالات متحده]/ˈpævɪlɒn/
[بریتانیا]/ˈpævɪloʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرچم، نشان، یا پرچم؛ پروجکشن یک برج مسلح؛ یک نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعpavillons

جملات نمونه

the garden pavilion provides a charming spot for afternoon tea.

پاونیون گلستان یک نقطه جذاب برای چای عصر است.

we visited the french exhibition pavilion at the world fair.

ما پاونیون نمایشگاه فرانسه را در نمایشگاه جهانی بازدید کردیم.

the children played in the temporary pavilion during the festival.

کودکان در پاونیون موقت در حین جشن تفریغ کردند.

a beautiful tea pavilion sits beside the koi pond.

یک پاونیون چای زیبایی در کنار استخر کویی قرار دارد.

the concert pavilion hosted the summer music series.

پاونیون کنسرت سری موسیقی تابستان را میزبانی کرد.

our hotel features a relaxing spa pavilion by the pool.

هتل ما یک پاونیون سالن مساج آرامش بخش در کنار استخر دارد.

the art pavilion displays contemporary sculptures.

پاونیون هنر اسکلتورهای معاصر را نمایش می دهد.

a historic pavilion marks the center of the royal gardens.

یک پاونیون تاریخی مرکز باغ های شاهی را نشان می دهد.

the trade show included dozens of national pavilions.

نمایشگاه تجاری ده ها پاونیون ملی را شامل می شد.

we enjoyed lunch under the shaded pavilion.

ما در زیر پاونیون تاریک یک ناهار لذت بردیم.

the medical pavilion houses the new research laboratory.

پاونیون پزشکی آزمایشگاه تحقیقات جدید را در خود جای داده است.

our beach pavilion offers stunning ocean views.

پاونیون ساحل ما دیدن عالی از اقیانوس را ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید