pawnshops

[ایالات متحده]/'pɔːnʃɒp/
[بریتانیا]/'pɔn'ʃɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دکان رهن

جملات نمونه

redeemable goods in a pawnshop

کالاهای قابل بازخرید در یک مغازه رهنی

Article 30 A pawn ticket is a loan contract between a pawnshop and a pawner, and is the credence of payment of pawn money to the pawner by the pawnshop.

ماده 30: حواله املاک نوعی قرارداد وام بین یک مغازه رهنی و یک وثیقه گذار است و نشان دهنده پرداخت وجه رهن به وثیقه گذار توسط مغازه رهنی است.

If a pawnshop comes into any agreement with a pawnor concerning anything that is not included in the pawn ticket, a supplementary written contract shall be concluded.

اگر یک مغازه گرو آنی با گروگذار در مورد هر چیزی که در برگه گرو ذکر نشده است به توافق برسد، یک قرارداد کتبی تکمیلی باید منعقد شود.

I need to visit the pawnshop to sell my old jewelry.

من نیاز دارم برای فروش جواهرات قدیمی‌ام به مغازه رهن‌نویسی بروم.

The pawnshop offered me a fair price for my antique watch.

مغازه رهن‌نویسی برای ساعت آنتیک من قیمت منصفانه‌ای پیشنهاد داد.

She found a rare painting at the pawnshop.

او یک نقاشی کمیاب در مغازه رهن‌نویسی پیدا کرد.

He decided to pawn his guitar at the pawnshop.

او تصمیم گرفت گیتار خود را در مغازه رهن‌نویسی گروگان قرار دهد.

The pawnshop owner was friendly and helpful.

صاحب مغازه رهن‌نویسی دوستانه و کمک‌آمیز بود.

Many people visit the pawnshop to look for bargains.

بسیاری از مردم برای یافتن معاملات خوب از مغازه رهن‌نویسی بازدید می‌کنند.

The pawnshop is known for its wide selection of items.

مغازه رهن‌نویسی به دلیل انتخاب گسترده اقلام خود شناخته شده است.

She was able to buy back her necklace from the pawnshop.

او توانست گردنبند خود را از مغازه رهن‌نویسی پس بگیرد.

The pawnshop is a popular destination for antique collectors.

مغازه رهن‌نویسی یک مقصد محبوب برای کلکسیونرهای آثار عتیقه است.

I found a great deal on a camera at the pawnshop.

من یک معامله عالی برای یک دوربین در مغازه رهن‌نویسی پیدا کردم.

نمونه‌های واقعی

So I'm taking it to the pawnshop and giving the cash to April.

من آن را به مغازه تعویض می‌برم و پول را به آپریل می‌دهم.

منبع: Deadly Women

I bought that in a little pawnshop just two blocks from the boy's house.

من آن را از یک مغازه تعویض کوچک در دو بلوک از خانه پسر خریدم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

Lang Hua was still lying on the bed with the same aversion to a pawnshop.

لانگ هوا هنوز روی تخت دراز کشیده بود و همان انزجار را از یک مغازه تعویض داشت.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

Thus, my newly-made cotton-padded gown, which had not been worn even once, accompanied me to the pawnshop.

بنابراین، لباس جدید من که حتی یک بار هم پوشیده نشده بود، با من به مغازه تعویض رفت.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

You run out the back like you robbing a pawnshop.

از پشت در بیرون برو مثل این که داری یک مغازه تعویض را می‌دزدی.

منبع: Boardwalk Empire Season 4

" It isn't in a pawnshop, " the man said.

« این در مغازه تعویض نیست،» مرد گفت.

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

So, we're headed to the pawnshop right now.

پس، ما همین الان به سمت مغازه تعویض می‌رویم.

منبع: Happy Home Season 1

For your information, I got that statue in a pawnshop.

برای اطلاع شما، من آن مجسمه را از یک مغازه تعویض خریدم.

منبع: Seinfeld Season 2

It's a pawnshop ticket. Bet I know what she was pawning.

این یک بلیط مغازه تعویض است. شرط می‌بندم می‌دانم چه چیزی را گرو گذاشته است.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

I'd love to take you to the pawnshop where I got it.

عاشق این هستم که شما را به مغازه تعویض ببرم که آن را از آنجا خریدم.

منبع: Seinfeld Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید