| جمع | pedallers |
strong pedaller
چرخزن قوی
keen pedaller
چرخزن با حساسیت بالا
regular pedaller
چرخزن معمولی
the avid pedaller rides twenty miles every morning before work.
چرخان با علاقهمندی زیاد هر صبح قبل از کار بیست مایل میچرخد.
she is an enthusiastic pedaller who never misses a weekend ride.
او یک چرخان با انگیزهای است که هرگز یک سفر انتهای هفته را از دست نمیدهد.
the casual pedaller enjoys leisurely rides through the park.
چرخان غیررسمی لذت میبرد از سفرهای آرام در پارک.
as a professional pedaller, he competes in international races.
به عنوان یک چرخان حرفهای، او در رقابتهای بینالمللی شرکت میکند.
the recreational pedaller prefers scenic country roads.
چرخان تفریحی بیشتر دوچرخهروییهای زیبای روستایی را میپسندد.
the competitive pedaller trains six days a week.
چرخان رقابتی شش روز در هفته تمرین میکند.
my father is a regular pedaller who has cycled for thirty years.
پدر من یک چرخان منظم است که دوچرخهرویی را برای سی سال انجام داده است.
the daily pedaller braves all weather conditions.
چرخان روزانه تمام شرایط آب و هوا را تحمل میکند.
the weekend pedaller joins group rides every saturday.
چرخان انتهای هفته هر جمعه به سفرهای گروهی میپیوست.
despite the rain, the experienced pedaller continued his journey.
هر چند باران میبارید، چرخان تجربهدار سفر خود را ادامه داد.
the passionate pedaller raised money for charity through cycling.
چرخان عاشقانه از طریق دوچرخهرویی پول کمکهای خیریه را جمعآوری کرد.
strong pedaller
چرخزن قوی
keen pedaller
چرخزن با حساسیت بالا
regular pedaller
چرخزن معمولی
the avid pedaller rides twenty miles every morning before work.
چرخان با علاقهمندی زیاد هر صبح قبل از کار بیست مایل میچرخد.
she is an enthusiastic pedaller who never misses a weekend ride.
او یک چرخان با انگیزهای است که هرگز یک سفر انتهای هفته را از دست نمیدهد.
the casual pedaller enjoys leisurely rides through the park.
چرخان غیررسمی لذت میبرد از سفرهای آرام در پارک.
as a professional pedaller, he competes in international races.
به عنوان یک چرخان حرفهای، او در رقابتهای بینالمللی شرکت میکند.
the recreational pedaller prefers scenic country roads.
چرخان تفریحی بیشتر دوچرخهروییهای زیبای روستایی را میپسندد.
the competitive pedaller trains six days a week.
چرخان رقابتی شش روز در هفته تمرین میکند.
my father is a regular pedaller who has cycled for thirty years.
پدر من یک چرخان منظم است که دوچرخهرویی را برای سی سال انجام داده است.
the daily pedaller braves all weather conditions.
چرخان روزانه تمام شرایط آب و هوا را تحمل میکند.
the weekend pedaller joins group rides every saturday.
چرخان انتهای هفته هر جمعه به سفرهای گروهی میپیوست.
despite the rain, the experienced pedaller continued his journey.
هر چند باران میبارید، چرخان تجربهدار سفر خود را ادامه داد.
the passionate pedaller raised money for charity through cycling.
چرخان عاشقانه از طریق دوچرخهرویی پول کمکهای خیریه را جمعآوری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید