pederasties

[ایالات متحده]/ˈpɛdəræstiz/
[بریتانیا]/ˈpɛdəˌræstiz/

ترجمه

n. عمل درگیر شدن در فعالیت جنسی با یک پسر

عبارات و ترکیب‌ها

pederasties awareness

آگاهی از پدرسازی

pederasties laws

قوانین مربوط به پدرسازی

pederasties prevention

جلوگیری از پدرسازی

pederasties support

حمایت از افراد درگیر با پدرسازی

pederasties victims

متاثر شدگان پدرسازی

pederasties education

آموزش در مورد پدرسازی

pederasties intervention

مداخله در مورد پدرسازی

pederasties research

تحقیقات در مورد پدرسازی

pederasties cases

موارد پدرسازی

pederasties awareness campaigns

کمپین‌های آگاهی‌رسانی در مورد پدرسازی

جملات نمونه

many societies have laws against pederasties.

بسیاری از جوامع قوانینی علیه پدرسراسی دارند.

pederasties are considered a serious crime in most countries.

پدرسراسی در اکثر کشورها به عنوان یک جرم جدی در نظر گرفته می شود.

awareness campaigns aim to prevent pederasties.

کمپین های آگاهی رسانی برای جلوگیری از پدرسراسی هدف گذاری می کنند.

victims of pederasties often need psychological support.

متاثران پدرسراسی اغلب به حمایت های روانشناختی نیاز دارند.

pederasties can have long-lasting effects on children.

پدرسراسی می تواند اثرات طولانی مدت بر کودکان داشته باشد.

communities are working together to combat pederasties.

جامعه ها برای مبارزه با پدرسراسی با یکدیگر همکاری می کنند.

education plays a crucial role in preventing pederasties.

آموزش نقش مهمی در جلوگیری از پدرسراسی ایفا می کند.

legal reforms are needed to address pederasties effectively.

برای رسیدگی موثر به پدرسراسی به اصلاحات قانونی نیاز است.

public awareness about pederasties is increasing.

آگاهی عمومی در مورد پدرسراسی در حال افزایش است.

pederasties are often linked to other forms of abuse.

پدرسراسی اغلب با سایر اشکال سوء استفاده مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید