pediplain

[ایالات متحده]/ˈpɛdɪpleɪn/
[بریتانیا]/ˈpɛdɪpleɪn/

ترجمه

n. منطقه‌ای صاف یا به آرامی شیب‌دار که توسط فرسایش جلوی کوه شکل گرفته است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pediplain formation

تشکیل دشت پدی

pediplain surface

سطح دشت پدی

pediplain landscape

مناظر دشت پدی

pediplain erosion

فرسایش دشت پدی

pediplain development

توسعه دشت پدی

pediplain region

منطقه دشت پدی

pediplain features

ویژگی‌های دشت پدی

pediplain processes

فرآیندهای دشت پدی

pediplain geology

زمین‌شناسی دشت پدی

pediplain analysis

تجزیه و تحلیل دشت پدی

جملات نمونه

the pediplain was formed by years of erosion.

صفحه سنگی توسط سال‌ها فرسایش شکل گرفته است.

scientists study the pediplain to understand geological processes.

دانشمندان صفحه سنگی را برای درک فرآیندهای زمین شناسی مطالعه می‌کنند.

pediplains are often found in arid regions.

صفحه های سنگی اغلب در مناطق خشک یافت می شوند.

the landscape of the pediplain is quite unique.

مناظر صفحه سنگی بسیار منحصر به فرد است.

vegetation is sparse on the pediplain due to low rainfall.

به دلیل بارش کم، پوشش گیاهی در صفحه سنگی کم است.

many animals adapt to life on the pediplain.

بسیاری از حیوانات خود را با زندگی در صفحه سنگی تطبیق می دهند.

the pediplain provides a habitat for various species.

صفحه سنگی زیستگاه گونه های مختلف را فراهم می کند.

pediplains can be challenging for agriculture.

صفحه های سنگی می توانند برای کشاورزی چالش برانگیز باشند.

explorers documented the features of the pediplain.

کاوشگران ویژگی های صفحه سنگی را مستند کردند.

the formation of a pediplain indicates a long history of weathering.

تشکیل یک صفحه سنگی نشان دهنده تاریخ طولانی فرسایش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید