peeving

[ایالات متحده]/ˈpiːvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpiːvɪŋ/

ترجمه

v. آزار دادن کسی، ناراحت کردن، یا عصبانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

peeving off

آزاردهنده

peeving me

من را آزار می‌دهد

peeving you

شما را آزار می‌دهد

peeving others

دیگران را آزار می‌دهد

peeving around

آزاردهنده در اطراف

peeving moments

لحظات آزاردهنده

peeving issues

مشکلات آزاردهنده

peeving remarks

نظرات آزاردهنده

peeving situation

وضعیت آزاردهنده

peeving habits

عادت‌های آزاردهنده

جملات نمونه

her constant interruptions are really peeving me.

وقفه های مداوم او واقعا من را آزار می دهد.

it's peeving when people don't respect your time.

وقتی مردم به وقت شما احترام نمی گذارند، آزاردهنده است.

he has a habit of peeving his colleagues with silly jokes.

او عادت دارد با شوخی های احمقانه همکاران خود را آزار دهد.

the noise from the construction site is peeving the residents.

صدای ناشی از محل ساخت و ساز باعث آزار ساکنان شده است.

it's really peeving when you forget your keys at home.

وقتی کلیدهای خود را در خانه جا می گذارید، واقعا آزاردهنده است.

she found his constant texting during dinner peeving.

او متوجه شد که پیامک های مداوم او در هنگام شام آزاردهنده است.

being late for the meeting is peeving to everyone involved.

تاخیر در جلسه برای همه افراد درگیر آزاردهنده است.

the way he chews loudly is peeving her.

نحوه جویدن بلند او باعث آزار او می شود.

it's peeving to see the same mistakes repeated.

دیدن تکرار اشتباهات مشابه آزاردهنده است.

she complained that the weather was peeving her plans.

او شکایت کرد که هوا برنامه های او را آزار می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید