pencilled

[ایالات متحده]/'pensəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با مداد نوشته یا ترسیم شده

عبارات و ترکیب‌ها

pencilled in

ثبت شده با مداد

pencilled notes

یادداشت‌های مدادی

جملات نمونه

May 15 was pencilled in as the date for the meeting.

۱۵ اردیبهشت به عنوان تاریخ جلسه مشخص شده بود.

he was pencilled in for surgery at the end of the month.

او برای جراحی در پایان ماه برنامه ریزی شده بود.

a previous owner has pencilled their name inside the cover.

صاحب قبلی نام خود را در داخل جلد نوشته بود.

a lot of the outlines had been pencilled in.

بسیاری از طرح ها مشخص شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید