drafted proposal
پیشنویس پیشنهاد
drafted document
پیشنویس سند
drafted report
گزارش پیشنویس
drafted plan
طرح پیشنویس
drafted agreement
توافقنامه پیشنویس
drafted letter
نامه پیشنویس
drafted guidelines
دستورالعملهای پیشنویس
drafted policy
سیاست پیشنویس
drafted speech
سخنرانی پیشنویس
drafted outline
خلاصه پیشنویس
the committee drafted a new proposal for the project.
کمیته یک پیشنهاد جدید برای پروژه تنظیم کرد.
she drafted a letter to the editor about the recent events.
او نامهای به سردبیر در مورد وقایع اخیر تنظیم کرد.
they drafted a plan to improve community safety.
آنها طرحی برای بهبود ایمنی جامعه تنظیم کردند.
the lawyer drafted the contract for the new client.
وکیل قراردادی را برای مشتری جدید تنظیم کرد.
he drafted a speech for the upcoming conference.
او سخنرانی برای کنفرانس آینده تنظیم کرد.
after several meetings, they finally drafted the policy changes.
پس از چندین جلسه، آنها سرانجام تغییرات سیاست را تنظیم کردند.
the teacher drafted a curriculum for the new course.
معلم برنامه درسی برای دوره جدید تنظیم کرد.
the team drafted a budget for the upcoming fiscal year.
تیم بودجهای را برای سال مالی آینده تنظیم کرد.
she drafted a detailed report on the findings.
او گزارشی مفصل در مورد یافتهها تنظیم کرد.
the organization drafted guidelines for volunteer work.
سازمان دستورالعملهایی را برای فعالیتهای داوطلبانه تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید