drafted

[ایالات متحده]/drɑːftɪd/
[بریتانیا]/dræftɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته draft؛ آماده کردن نسخه اولیه یک سند؛ استخدام یا جذب کسی برای خدمت نظامی؛ نگارش یا نوشتن یک پیش‌نویس

عبارات و ترکیب‌ها

drafted proposal

پیش‌نویس پیشنهاد

drafted document

پیش‌نویس سند

drafted report

گزارش پیش‌نویس

drafted plan

طرح پیش‌نویس

drafted agreement

توافق‌نامه پیش‌نویس

drafted letter

نامه پیش‌نویس

drafted guidelines

دستورالعمل‌های پیش‌نویس

drafted policy

سیاست پیش‌نویس

drafted speech

سخنرانی پیش‌نویس

drafted outline

خلاصه پیش‌نویس

جملات نمونه

the committee drafted a new proposal for the project.

کمیته یک پیشنهاد جدید برای پروژه تنظیم کرد.

she drafted a letter to the editor about the recent events.

او نامه‌ای به سردبیر در مورد وقایع اخیر تنظیم کرد.

they drafted a plan to improve community safety.

آنها طرحی برای بهبود ایمنی جامعه تنظیم کردند.

the lawyer drafted the contract for the new client.

وکیل قراردادی را برای مشتری جدید تنظیم کرد.

he drafted a speech for the upcoming conference.

او سخنرانی برای کنفرانس آینده تنظیم کرد.

after several meetings, they finally drafted the policy changes.

پس از چندین جلسه، آنها سرانجام تغییرات سیاست را تنظیم کردند.

the teacher drafted a curriculum for the new course.

معلم برنامه درسی برای دوره جدید تنظیم کرد.

the team drafted a budget for the upcoming fiscal year.

تیم بودجه‌ای را برای سال مالی آینده تنظیم کرد.

she drafted a detailed report on the findings.

او گزارشی مفصل در مورد یافته‌ها تنظیم کرد.

the organization drafted guidelines for volunteer work.

سازمان دستورالعمل‌هایی را برای فعالیت‌های داوطلبانه تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید