penetrator

[ایالات متحده]/ˈpɛnɪtreɪtə/
[بریتانیا]/ˈpɛnɪˌtreɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که نفوذ می‌کند، مانند یک مهاجم یا نفوذگر؛ در متالورژی، به گرمازدگی یا سوختن بیش از حد اشاره دارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep penetrator

نفوذگر عمیق

high-speed penetrator

نفوذگر با سرعت بالا

kinetic penetrator

نفوذگر جنبشی

guided penetrator

نفوذگر هدایت شونده

penetrator weapon

سلاح نفوذگر

multi-role penetrator

نفوذگر چند منظوره

advanced penetrator

نفوذگر پیشرفته

penetrator system

سیستم نفوذگر

tactical penetrator

نفوذگر تاکتیکی

penetrator design

طراحی نفوذگر

جملات نمونه

the penetrator is designed for deep impact.

سلاح نفوذگر برای ایجاد اثرات عمیق طراحی شده است.

engineers tested the penetrator for durability.

مهندسان دوام نفوذگر را آزمایش کردند.

the military uses a specialized penetrator for precision strikes.

نیروهای نظامی از یک نفوذگر تخصصی برای حملات دقیق استفاده می‌کنند.

in the lab, the penetrator was subjected to extreme conditions.

در آزمایشگاه، نفوذگر در معرض شرایط شدید قرار گرفت.

the design of the penetrator improves its effectiveness.

طراحی نفوذگر اثربخشی آن را بهبود می‌بخشد.

they analyzed the performance of the new penetrator model.

آنها عملکرد مدل جدید نفوذگر را تجزیه و تحلیل کردند.

the penetrator must be calibrated for specific missions.

نفوذگر باید برای ماموریت‌های خاص تنظیم شود.

researchers are developing a more efficient penetrator.

محققان در حال توسعه یک نفوذگر کارآمدتر هستند.

the penetrator can breach various materials.

نفوذگر می‌تواند مواد مختلف را بشکند.

safety measures are crucial when handling the penetrator.

هنگام کار با نفوذگر، اقدامات ایمنی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید