prober

[ایالات متحده]/ˈprəʊbə/
[بریتانیا]/ˈproʊbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که تحقیق یا بررسی می‌کند; دستگاهی که برای کاوش استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

prober tool

ابزار بررسی

prober system

سیستم بررسی

prober test

تست بررسی

prober device

دستگاه بررسی

prober interface

رابط بررسی

prober application

کاربرد بررسی

prober method

روش بررسی

prober solution

راه حل بررسی

prober analysis

تجزیه و تحلیل بررسی

prober software

نرم افزار بررسی

جملات نمونه

she is a prober into the mysteries of the universe.

او کاوشگری در اسرار جهان است.

the prober revealed hidden truths during the investigation.

کاوشگر در طول تحقیقات، حقایق پنهان را آشکار کرد.

as a prober, he always seeks the underlying reasons.

به عنوان یک کاوشگر، او همیشه به دنبال دلایل اساسی است.

the prober's questions were insightful and thought-provoking.

سوالات کاوشگر روشنگر و تفکر برانگیز بودند.

she acted as a prober to understand her team's dynamics.

او به عنوان یک کاوشگر برای درک پویایی تیم خود عمل کرد.

the prober used various techniques to gather information.

کاوشگر از تکنیک های مختلف برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرد.

his role as a prober helped uncover the truth.

نقش او به عنوان یک کاوشگر به کشف حقیقت کمک کرد.

being a prober requires patience and curiosity.

بودن یک کاوشگر نیاز به صبر و کنجکاوی دارد.

the prober's findings were published in a scientific journal.

یافته های کاوشگر در یک مجله علمی منتشر شد.

she has always been a prober of human behavior.

او همیشه کاوشگری رفتار انسان بوده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید