penitences

[ایالات متحده]/ˈpɛnɪtəns/
[بریتانیا]/ˈpɛnɪtəns/

ترجمه

n. پشیمانی از wrongdoing یا گناه خود

عبارات و ترکیب‌ها

act of penitences

اقدام توبه

perform penitences

انجام توبه

penitences and prayers

توبه و دعا

accept penitences

پذیرش توبه

penitences for sins

توبه برای گناهان

long penitences

توبه های طولانی

penitences of faith

توبه ایمان

deep penitences

توبه های عمیق

daily penitences

توبه های روزانه

public penitences

توبه های علنی

جملات نمونه

he performed his penitences to seek forgiveness.

او برای طلب بخشش، توبه خود را انجام داد.

her penitences were a way to atone for her mistakes.

توبه های او راهی برای جبران اشتباهاتش بود.

many people believe that penitences can lead to spiritual growth.

بسیاری از مردم معتقدند که توبه می تواند منجر به رشد معنوی شود.

he spent hours in penitences after the argument.

او پس از بحث ساعت ها در حال توبه بود.

she wrote a letter of penitences to express her regrets.

او نامه ای برای ابراز ندامت خود نوشت.

his penitences were sincere and heartfelt.

توبه های او صادقانه و از صمیم قلب بود.

they believe that penitences can cleanse the soul.

آنها معتقدند که توبه می تواند روح را پاک کند.

after his penitences, he felt a sense of relief.

پس از توبه، او احساس رهایی کرد.

her daily penitences became a ritual for her.

توبه های روزانه او به یک آیین برای او تبدیل شد.

he shared his penitences with a close friend.

او توبه های خود را با یک دوست صمیمی در میان گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید