penless

[ایالات متحده]/[ˈpen.ləs]/
[بریتانیا]/[ˈpen.ləs]/

ترجمه

adj. بی‌ریش؛ بدون قلم؛ مربوط به یا مشخصه استفاده نکردن از قلم.

عبارات و ترکیب‌ها

penless writer

نویسنده بدون قلم

being penless

بدون قلم بودن

penless sketch

طرح بدون قلم

penless meeting

جلسه بدون قلم

seemed penless

به نظر بدون قلم رسید

penless note

یادداشت بدون قلم

quite penless

کاملاً بدون قلم

penless design

طراحی بدون قلم

penless idea

ایده بدون قلم

penless artist

هنرمند بدون قلم

جملات نمونه

the penless office is a growing trend in modern workplaces.

دفتر بدون قلم یک روند رو به رشد در محیط‌های کار مدرن است.

he presented a penless solution for digital signatures.

او یک راه حل بدون قلم برای امضای دیجیتال ارائه کرد.

the artist preferred a penless approach to sketching.

هنرمند ترجیح می داد از یک رویکرد بدون قلم برای طراحی استفاده کند.

a penless meeting can save time and resources.

جلسه بدون قلم می تواند در زمان و منابع صرفه جویی کند.

the software allows for penless note-taking on tablets.

نرم افزار امکان یادداشت برداری بدون قلم در تبلت ها را فراهم می کند.

she designed a penless system for inventory management.

او یک سیستم بدون قلم برای مدیریت موجودی طراحی کرد.

the company promoted a penless workflow for efficiency.

شرکت یک گردش کار بدون قلم برای افزایش کارایی را ترویج کرد.

he demonstrated a penless method for data entry.

او یک روش بدون قلم برای وارد کردن داده ها نشان داد.

the penless interface was intuitive and user-friendly.

رابط کاربری بدون قلم بصری و کاربرپسند بود.

they developed a penless application for mobile devices.

آنها یک برنامه کاربردی بدون قلم برای دستگاه های تلفی همراه توسعه دادند.

the penless design minimized the need for physical tools.

طراحی بدون قلم نیاز به ابزارهای فیزیکی را به حداقل رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید