pennis

[ایالات متحده]/ˈpɛni/
[بریتانیا]/ˈpɛni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکه فنلاندی ساخته شده از مس، معادل ۱/۱۰۰ مارکا

جملات نمونه

she saved every penni she could find.

او هر سکه‌ای را که می‌توانست پیدا کند، پس‌انداز کرد.

it costs just a penni to make a wish.

فقط یک سکه برای برآورده کردن یک آرزو هزینه دارد.

he found a penni on the street.

او یک سکه را در خیابان پیدا کرد.

they say a penni saved is a penni earned.

می‌گویند یک سکه پس‌انداز شده، یک سکه بدست آمده.

she spent her last penni on candy.

او آخرین سکه‌اش را برای خرید آبنبات خرج کرد.

every penni counts when you're saving for a trip.

وقتی برای سفر پس‌انداز می‌کنید، هر سکه مهم است.

you can buy a small toy for just a penni.

می‌توانید یک اسباب‌بازی کوچک را فقط با یک سکه بخرید.

he dropped a penni into the fountain.

او یک سکه را در فواره انداخت.

she won a penni in the lottery.

او یک سکه در قرعه‌کشی برد.

do you have a penni to spare?

آیا سکه‌ای برای قرض گرفتن دارید؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید