peonage

[ایالات متحده]/ˈpiːənɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈpiːənɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی از کار که در آن فرد برای پرداخت یک بدهی کار می‌کند؛ کار انجام شده توسط یک کارگر برای بازپرداخت بدهی
Word Forms
جمعpeonages

عبارات و ترکیب‌ها

debt peonage

بدهی اجاره‌دار

forced peonage

اجاره‌داری اجباری

peonage system

سیستم اجاره‌داری

peonage labor

کار اجاره‌داری

peonage contract

قرارداد اجاره‌داری

peonage practices

روش‌های اجاره‌داری

peonage laws

قوانین اجاره‌داری

abolish peonage

لغو اجاره‌داری

peonage status

وضعیت اجاره‌داری

peonage conditions

شرایط اجاره‌داری

جملات نمونه

many workers were trapped in a cycle of peonage.

بسیاری از کارگران در چرخه‌ای از اجاره‌بندی گرفتار بودند.

peonage was a common practice in the agricultural sector.

اجاره‌بندی یک عمل رایج در بخش کشاورزی بود.

the abolition of peonage was a significant achievement for labor rights.

لغو اجاره‌بندی دستاورد مهمی برای حقوق کارگران بود.

peonage often led to exploitation and abuse of workers.

اجاره‌بندی اغلب منجر به استثمار و سوء استفاده از کارگران می‌شد.

legal reforms were necessary to end peonage in the region.

اصلاحات قانونی برای پایان دادن به اجاره‌بندی در این منطقه ضروری بود.

peonage systems can create deep social inequalities.

سیستم‌های اجاره‌بندی می‌توانند نابرابری‌های اجتماعی عمیقی ایجاد کنند.

activists campaigned against the revival of peonage.

فعالین با تلاش علیه احیای اجاره‌بندی کمپین کردند.

historically, peonage has been linked to debt servitude.

در طول تاریخ، اجاره‌بندی با خدمتگزاری بدهی مرتبط بوده است.

peonage can trap families in a cycle of poverty.

اجاره‌بندی می‌تواند خانواده‌ها را در چرخه‌ای از فقر به دام اندازد.

efforts to eradicate peonage continue in many countries.

تلاش‌ها برای ریشه‌کنی اجاره‌بندی در بسیاری از کشورها ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید