peppercorns

[ایالات متحده]/ˈpɛpəkɔːnz/
[بریتانیا]/ˈpɛpərˌkɔrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه خشک شده گیاه فلفل، که به عنوان ادویه استفاده می‌شود؛ یک اصطلاح برای اجاره اسمی

عبارات و ترکیب‌ها

black peppercorns

فلفل سیاه

white peppercorns

فلفل سفید

green peppercorns

فلفل سبز

crushed peppercorns

فلفل سیاه آسیاب شده

whole peppercorns

فلفل سیاه کامل

peppercorns grinder

آسیاب فلفل

peppercorns sauce

سس فلفل

peppercorns mix

مخلوط فلفل

pickled peppercorns

فلفل سیاه ترشی شده

peppercorns flavor

طعم فلفل

جملات نمونه

she added crushed peppercorns to the sauce for extra flavor.

او فلفل سیاه آسیاب شده را به سس اضافه کرد تا طعم آن بیشتر شود.

whole peppercorns can be used in pickling vegetables.

می‌توان از فلفل سیاه کامل در ترشی‌سازی سبزیجات استفاده کرد.

the recipe calls for black peppercorns and garlic.

دستور العمل شامل فلفل سیاه و سیر است.

he prefers to grind fresh peppercorns for his dishes.

او ترجیح می‌دهد برای غذاهایش فلفل سیاه تازه آسیاب کند.

they sell a variety of peppercorns at the spice shop.

آنها انواع مختلف فلفل سیاه را در مغازه ادویه می‌فروشند.

adding peppercorns can enhance the aroma of the dish.

اضافه کردن فلفل سیاه می‌تواند عطر غذا را افزایش دهد.

she prefers a mix of white and black peppercorns.

او مخلوطی از فلفل سفید و سیاه را ترجیح می‌دهد.

he seasoned the steak with salt and crushed peppercorns.

او گوشت را با نمک و فلفل سیاه آسیاب شده مزه‌دار کرد.

they experimented with different types of peppercorns in their cooking.

آنها با انواع مختلف فلفل سیاه در آشپزی خود آزمایش کردند.

she discovered a new recipe that uses pink peppercorns.

او یک دستور العمل جدیدی کشف کرد که از فلفل صورتی استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید