perceivability

[ایالات متحده]/pəˈsiːvəbɪlɪti/
[بریتانیا]/pərˈsiːvəbɪlɪti/

ترجمه

n. ویژگی یا وضعیتی قابل درک بودن؛ توانایی تشخیص یا توجه حسی یا ذهنی.

جملات نمونه

the perceivability of the warning sign decreased significantly in the fog.

دیده‌شدن علائم هشدار دهنده در مه به طور قابل توجهی کاهش یافت.

scientists studied the perceivability of subtle changes in the experiment.

دانشمندان دیده‌شدگی تغییرات ظریف در آزمایش را مطالعه کردند.

the perceivability of sound varies among different age groups.

دیده‌شدن صدا در گروه‌های سنی مختلف متفاوت است.

web designers focus on the perceivability of important information.

طراحان وب بر روی دیده‌شدن اطلاعات مهم تمرکز می‌کنند.

researchers measured the perceivability of emotional expressions in photographs.

محققان دیده‌شدن بیان احساسات در عکس‌ها را اندازه‌گیری کردند.

the perceivability of fraud indicators helps auditors detect irregularities.

دیده‌شدن نشانه‌های تقلب به حسابرسان کمک می‌کند تا ناهنجاری‌ها را شناسایی کنند.

visual perceivability is crucial for user interface design.

دیده‌شدن بصری برای طراحی رابط کاربری بسیار مهم است.

the perceivability of the problem depends on the observer's expertise.

دیده‌شدن مشکل به تخصص ناظر بستگی دارد.

marketing teams analyze the perceivability of brand elements across platforms.

تیم‌های بازاریابی دیده‌شدن عناصر برند در سراسر پلتفرم‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کنند.

the perceivability of warning colors follows specific psychological principles.

دیده‌شدن رنگ‌های هشدار دهنده از اصول روانشناختی خاص پیروی می‌کند.

astronomers discussed the perceivability of distant galaxies through telescopes.

ستاره شناسان در مورد دیده‌شدن کهکشان‌های دوردست از طریق تلسکوپ‌ها بحث کردند.

the perceivability of symptoms varies from patient to patient.

دیده‌شدن علائم از بیمار به بیمار متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید