palpability

[ایالات متحده]/pælˈpæbɪlɪti/
[بریتانیا]/pælˈpæbɪlɪti/

ترجمه

n. کیفیت قابل درک یا قابل توجه بودن؛ کیفیت ملموس یا به راحتی قابل فهم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high palpability

احساس‌گرایی بالا

increased palpability

احساس‌گرایی بیشتر

tangible palpability

احساس‌گرایی قابل لمس

emotional palpability

احساس‌گرایی عاطفی

clear palpability

احساس‌گرایی واضح

strong palpability

احساس‌گرایی قوی

visual palpability

احساس‌گرایی بصری

physical palpability

احساس‌گرایی فیزیکی

subtle palpability

احساس‌گرایی ظریف

cultural palpability

احساس‌گرایی فرهنگی

جملات نمونه

the palpability of the tension in the room was undeniable.

احساس‌گرایی تنش در اتاق غیرقابل انکار بود.

the palpability of the flavors in the dish was impressive.

احساس‌گرایی طعم‌ها در غذا بسیار چشمگیر بود.

the palpability of her emotions made it hard to ignore.

احساس‌گرایی احساسات او باعث می‌شد نادیده گرفتن آن دشوار باشد.

in the meeting, the palpability of the disagreement was clear.

در جلسه، احساس‌گرایی اختلاف نظر آشکار بود.

the artist aimed to create a palpability in her paintings.

هنرمند قصد داشت احساس‌گرایی را در نقاشی‌های خود ایجاد کند.

the palpability of the issue made it a priority for discussion.

احساس‌گرایی این موضوع باعث شد که برای بحث اولویت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید