perceptor

[ایالات متحده]/pəˈseptə(r)/
[بریتانیا]/pərˈseptər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (کامپیوتر/هوش مصنوعی) یک دستگاه یا الگوریتم که داده‌ها را از حسگرها دریافت می‌کند؛ یک واحد پایه در شبکه‌های عصبی؛ (روبوتیک) یک سیستم یا قطعه که داده‌های حسی را از محیط خود جمع‌آوری و پردازش می‌کند؛ کوتاه‌نویسی برای درجه دکترا؛ کوتاه‌نویسی برای دکترای فلسفه (Doctor of Philosophy)
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the visual perceptor identifies objects in the image.

دریافت کننده بصری اشیاء را در تصویر شناسایی می کند.

an auditory perceptor processes sound waves.

دریافت کننده شنوایی امواج صوتی را پردازش می کند.

the sensory perceptor detects temperature changes.

دریافت کننده حسی تغییرات دما را تشخیص می دهد.

a human perceptor interprets visual stimuli.

دریافت کننده انسانی از محرک های بصری تفسیر می کند.

the artificial perceptor mimics human vision.

دریافت کننده مصنوعی دید انسانی را شبیه سازی می کند.

an intelligent perceptor learns from data.

دریافت کننده هوشمند از داده ها یاد می گیرد.

the perceptor model improves accuracy.

مدل دریافت کننده دقت را بهبود می بخشد.

the perceptor system integrates multiple sensors.

سیستم دریافت کننده چند سنسور را ادغام می کند.

a deep learning perceptor recognizes patterns.

دریافت کننده یادگیری عمیق الگوها را تشخیص می دهد.

the perceptor network processes visual information.

شبکه دریافت کننده اطلاعات بصری را پردازش می کند.

an optical perceptor measures light intensity.

دریافت کننده نوری شدت نور را اندازه گیری می کند.

the cognitive perceptor analyzes sensory input.

دریافت کننده شناختی ورودی حسی را تحلیل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید