perceiver

[ایالات متحده]/[pəˈsiːvə(r)]/
[بریتانیا]/[pərˈsiːvər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که درک می‌کند؛ کسی که از طریق حواس به چیزی آگاه می‌شود؛ یک دستگاه یا سیستم که اطلاعات حسی را تشخیص داده و تفسیر می‌کند.
v. از طریق حواس از چیزی آگاه یا متوجه چیزی شوید.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

perceiver's intent

Persian_translation

the perceiver

Persian_translation

perceiver role

Persian_translation

perceiver system

Persian_translation

perceiver model

Persian_translation

perceiver network

Persian_translation

جملات نمونه

the company needs someone to perceive market trends accurately.

شرکت به کسی نیاز دارد که بتواند روند بازار را به درستی درک کند.

do you perceive any changes in her behavior?

آیا تغییراتی در رفتار او مشاهده می‌کنید؟

i perceive a sense of urgency in his voice.

من یک حس فوریت در صدای او احساس می‌کنم.

she perceives the situation as hopeless.

او وضعیت را ناامیدکننده می‌داند.

he perceives the risk as minimal.

او خطر را کم ارزیابی می‌کند.

the child perceives the world through a unique lens.

کودک جهان را از طریق یک دریچه منحصربه‌فرد درک می‌کند.

i perceive a subtle shift in the political landscape.

من یک تغییر ظریف در چشم‌انداز سیاسی احساس می‌کنم.

how do you perceive the new marketing strategy?

شما استراتژی بازاریابی جدید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

she perceives his intentions as harmless.

او قصد او را بی‌ضرر می‌داند.

he perceives the challenge as an opportunity for growth.

او این چالش را به عنوان فرصتی برای رشد می‌داند.

i perceive a need for further investigation.

من احساس می‌کنم نیاز به بررسی بیشتر وجود دارد.

the artist's work allows the viewer to perceive beauty in unexpected places.

آثار هنرمند به بیننده اجازه می‌دهد زیبایی را در مکان‌های غیرمنتظره درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید