perfidies

[ایالات متحده]/pəˈfɪdəz/
[بریتانیا]/pərˈfɪdiz/

ترجمه

n. اعمال خیانت یا نیرنگ

عبارات و ترکیب‌ها

unmasking perfidies

افشای مکر و فریب

exposing perfidies

بر ملا کردن مکر و فریب

perfidies revealed

افشای مکر و فریب

perfidies uncovered

کشف مکر و فریب

perfidies abound

مکر و فریب فراوان است

perfidies exposed

بر ملا کردن مکر و فریب

perfidies detected

تشخیص مکر و فریب

perfidies acknowledged

پذیرش مکر و فریب

perfidies identified

شناسایی مکر و فریب

perfidies condemned

محکوم کردن مکر و فریب

جملات نمونه

his perfidies were finally exposed to the public.

خیانت‌های او سرانجام برای عموم آشکار شد.

she was hurt by his perfidies during their relationship.

او در طول رابطه خود تحت تأثیر خیانت‌های او آسیب دید.

the perfidies of the traitor shocked the entire nation.

خیانت‌های خائن کل ملت را شوکه کرد.

trust was broken due to his repeated perfidies.

به دلیل خیانت‌های مکرر او، اعتماد از بین رفت.

they could not overlook the perfidies committed against them.

آنها نمی‌توانستند از خیانت‌هایی که علیه آنها انجام شده بود، چشم‌پوشی کنند.

the novel explores themes of love and perfidies.

این رمان به بررسی موضوعات عشق و خیانت می‌پردازد.

his perfidies led to the downfall of his career.

خیانت‌های او منجر به سقوط حرفه او شد.

many were affected by the perfidies of the corrupt officials.

بسیاری تحت تأثیر خیانت مقامات فاسد قرار گرفتند.

she vowed never to forgive his perfidies.

او قسم خورد که هرگز خیانت‌های او را نخواهد بخشید.

his perfidies were a betrayal of their friendship.

خیانت‌های او خیانت به دوستی آنها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید