unmasking perfidies
افشای مکر و فریب
exposing perfidies
بر ملا کردن مکر و فریب
perfidies revealed
افشای مکر و فریب
perfidies uncovered
کشف مکر و فریب
perfidies abound
مکر و فریب فراوان است
perfidies exposed
بر ملا کردن مکر و فریب
perfidies detected
تشخیص مکر و فریب
perfidies acknowledged
پذیرش مکر و فریب
perfidies identified
شناسایی مکر و فریب
perfidies condemned
محکوم کردن مکر و فریب
his perfidies were finally exposed to the public.
خیانتهای او سرانجام برای عموم آشکار شد.
she was hurt by his perfidies during their relationship.
او در طول رابطه خود تحت تأثیر خیانتهای او آسیب دید.
the perfidies of the traitor shocked the entire nation.
خیانتهای خائن کل ملت را شوکه کرد.
trust was broken due to his repeated perfidies.
به دلیل خیانتهای مکرر او، اعتماد از بین رفت.
they could not overlook the perfidies committed against them.
آنها نمیتوانستند از خیانتهایی که علیه آنها انجام شده بود، چشمپوشی کنند.
the novel explores themes of love and perfidies.
این رمان به بررسی موضوعات عشق و خیانت میپردازد.
his perfidies led to the downfall of his career.
خیانتهای او منجر به سقوط حرفه او شد.
many were affected by the perfidies of the corrupt officials.
بسیاری تحت تأثیر خیانت مقامات فاسد قرار گرفتند.
she vowed never to forgive his perfidies.
او قسم خورد که هرگز خیانتهای او را نخواهد بخشید.
his perfidies were a betrayal of their friendship.
خیانتهای او خیانت به دوستی آنها بود.
unmasking perfidies
افشای مکر و فریب
exposing perfidies
بر ملا کردن مکر و فریب
perfidies revealed
افشای مکر و فریب
perfidies uncovered
کشف مکر و فریب
perfidies abound
مکر و فریب فراوان است
perfidies exposed
بر ملا کردن مکر و فریب
perfidies detected
تشخیص مکر و فریب
perfidies acknowledged
پذیرش مکر و فریب
perfidies identified
شناسایی مکر و فریب
perfidies condemned
محکوم کردن مکر و فریب
his perfidies were finally exposed to the public.
خیانتهای او سرانجام برای عموم آشکار شد.
she was hurt by his perfidies during their relationship.
او در طول رابطه خود تحت تأثیر خیانتهای او آسیب دید.
the perfidies of the traitor shocked the entire nation.
خیانتهای خائن کل ملت را شوکه کرد.
trust was broken due to his repeated perfidies.
به دلیل خیانتهای مکرر او، اعتماد از بین رفت.
they could not overlook the perfidies committed against them.
آنها نمیتوانستند از خیانتهایی که علیه آنها انجام شده بود، چشمپوشی کنند.
the novel explores themes of love and perfidies.
این رمان به بررسی موضوعات عشق و خیانت میپردازد.
his perfidies led to the downfall of his career.
خیانتهای او منجر به سقوط حرفه او شد.
many were affected by the perfidies of the corrupt officials.
بسیاری تحت تأثیر خیانت مقامات فاسد قرار گرفتند.
she vowed never to forgive his perfidies.
او قسم خورد که هرگز خیانتهای او را نخواهد بخشید.
his perfidies were a betrayal of their friendship.
خیانتهای او خیانت به دوستی آنها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید