periapsis

[ایالات متحده]/ˌpɛrɪˈæpsɪs/
[بریتانیا]/ˌpɛrɪˈæpsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای در یک مدار که نزدیک‌ترین به جسم در حال گردش است
Word Forms
جمعperiapses

عبارات و ترکیب‌ها

periapsis point

نقطه حضیض

periapsis altitude

ارتفاع حضیض

periapsis velocity

سرعت حضیض

periapsis radius

شعاع حضیض

periapsis orbit

مدار حضیض

periapsis maneuver

مانور حضیض

periapsis distance

فاصله حضیض

periapsis crossing

تقاطع حضیض

periapsis adjustment

تنظیم حضیض

periapsis timing

زمان‌بندی حضیض

جملات نمونه

the spacecraft reached periapsis during its orbit around the planet.

وسایل نقلیه فضایی در طول مدار خود به دور سیاره به نقطه حضوری رسید.

understanding periapsis is crucial for successful satellite deployment.

درک نقطه حضوری برای استقرار موفقیت آمیز ماهواره بسیار مهم است.

at periapsis, the gravitational pull is at its strongest.

در نقطه حضوری، نیروی جاذبه در قوی ترین حالت خود است.

scientists calculated the periapsis of the comet's trajectory.

دانشمندان نقطه حضوری مسیر دنباله دارها را محاسبه کردند.

the periapsis of the orbit determines the satellite's speed.

نقطه حضوری مدار سرعت ماهواره را تعیین می کند.

they adjusted the periapsis to improve the mission's outcome.

آنها نقطه حضوری را برای بهبود نتیجه مأموریت تنظیم کردند.

calculating periapsis is essential for interplanetary travel.

محاسبه نقطه حضوری برای سفر بین سیاره ای ضروری است.

during periapsis, the spacecraft experiences increased atmospheric drag.

در طول نقطه حضوری، فضاپیما با کشش جوی بیشتری مواجه می شود.

the mission's success depended on accurately predicting the periapsis.

موفقیت مأموریت به پیش بینی دقیق نقطه حضوری بستگی داشت.

engineers monitored the periapsis to ensure optimal performance.

مهندسان برای اطمینان از عملکرد بهینه، نقطه حضوری را رصد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید