apoapsis

[ایالات متحده]/ˌæpəˈeɪsɪs/
[بریتانیا]/ˌæpəˈeɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای در یک مدار که دورترین فاصله را از مرکز جاذبه دارد. ; نقطه‌ای از بیشترین فاصله یا جدایی، به ویژه در یک مدار.
Word Forms
جمعapoapses

عبارات و ترکیب‌ها

calculate the apoapsis

محاسبهٔ آپوآپسیس

apoapsis altitude

ارتفاع آپوآپسیس

apoapsis and periapsis

آپوآپسیس و پِری‌آپسیس

maximum apoapsis reached

بیشترین آپوآپسیس رسیده‌شده

جملات نمونه

the spacecraft reached its apoapsis before beginning the descent.

وسایل نقلیه فضایی به آپوجی خود رسیدند قبل از شروع فرود.

calculating the apoapsis is crucial for mission planning.

محاسبه آپوجی برای برنامه ریزی ماموریت بسیار مهم است.

the satellite's apoapsis varies with each orbit.

آپوجی ماهواره با هر مدار متفاوت است.

scientists study the apoapsis to understand orbital mechanics.

دانشمندان آپوجی را برای درک مکانیک مداری مطالعه می کنند.

during its flight, the rocket reached its apoapsis at 300 kilometers.

در طول پرواز، موشک به آپوجی خود در ارتفاع 300 کیلومتری رسید.

adjustments were made to maintain the desired apoapsis.

برای حفظ آپوجی مورد نظر، تنظیماتی انجام شد.

the apoapsis is the highest point in an orbit.

آپوجی بالاترین نقطه در یک مدار است.

understanding apoapsis helps in satellite deployment.

درک آپوجی به استقرار ماهواره کمک می کند.

the mission control team monitored the apoapsis closely.

تیم کنترل ماموریت به طور دقیق آپوجی را رصد کرد.

each orbit has a unique apoapsis and perigee.

هر مدار دارای یک آپوجی و حضوریوی منحصر به فرد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید