perihelion

[ایالات متحده]/ˌpɛrɪˈhiːliən/
[بریتانیا]/ˌpɛrɪˈhiːliən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای در مدار یک جسم آسمانی که به خورشید نزدیک‌ترین است؛ بالاترین نقطه یا قله
Word Forms
جمعperihelia

عبارات و ترکیب‌ها

perihelion point

نقطه حضیض

perihelion distance

فاصله حضیض

perihelion passage

عبور حضیض

perihelion orbit

مدار حضیض

perihelion date

تاریخ حضیض

perihelion speed

سرعت حضیض

perihelion effect

اثر حضیض

perihelion alignment

تراز حضیض

perihelion year

سال حضیض

perihelion cycle

چرخه حضیض

جملات نمونه

the planet reaches its perihelion every year.

سیاره هر سال به حضیض خود می‌رسد.

at perihelion, the sun appears larger in the sky.

در حضیض، خورشید در آسمان بزرگتر به نظر می‌رسد.

the comet's perihelion is a spectacular event.

حضیض دنباله‌دار یک رویداد تماشایی است.

scientists study the effects of perihelion on climate.

دانشمندان اثرات حضیض بر آب و هوا را مطالعه می‌کنند.

perihelion occurs when earth is closest to the sun.

حضیض زمانی رخ می‌دهد که زمین به خورشید نزدیک‌تر است.

the perihelion of mercury is an interesting phenomenon.

حضیض عطارد یک پدیده‌ی جالب است.

many asteroids have their own perihelion points.

بسیاری از سیارک‌ها نقاط حضیض خود را دارند.

understanding perihelion helps us predict orbital paths.

درک حضیض به ما کمک می‌کند تا مسیرهای مداری را پیش‌بینی کنیم.

astrophysicists often calculate the perihelion of celestial bodies.

ستاره‌شناسان اغلب حضیض اجرام آسمانی را محاسبه می‌کنند.

the perihelion date varies slightly each year.

تاریخ حضیض هر سال کمی متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید