perineural

[ایالات متحده]/ˌpɛrɪˈnjʊərəl/
[بریتانیا]/ˌpɛrɪˈnɜrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احاطه کننده یک عصب

عبارات و ترکیب‌ها

perineural invasion

تهاجم محیطی عصبی

perineural fibrosis

فیبروز محیطی عصبی

perineural sheath

غلاف محیطی عصبی

perineural tumor

تومور محیطی عصبی

perineural pain

درد محیطی عصبی

perineural block

مسدود شدن محیطی عصبی

perineural edema

ادم محیطی عصبی

perineural nerve

عصب محیطی

perineural sheath cells

سلول‌های غلاف محیطی عصبی

perineural growth

رشد محیطی عصبی

جملات نمونه

perineural inflammation can lead to chronic pain.

التهاب محیط عصبی می‌تواند منجر به درد مزمن شود.

research shows perineural infiltration can improve recovery.

تحقیقات نشان می‌دهد که نفوذ محیط عصبی می‌تواند به بهبود بهبودی کمک کند.

doctors use perineural blocks for pain management.

پزشکان از بلاک‌های محیط عصبی برای مدیریت درد استفاده می‌کنند.

perineural therapy is gaining popularity in treatment.

درمان محیط عصبی در حال افزایش محبوبیت در درمان است.

understanding perineural anatomy is crucial for surgeons.

درک آناتومی محیط عصبی برای جراحان بسیار مهم است.

perineural fibrosis can complicate surgical outcomes.

فیبروز محیط عصبی می‌تواند نتایج جراحی را پیچیده کند.

he studied perineural mechanisms in pain perception.

او مکانیسم‌های محیط عصبی را در درک درد مطالعه کرد.

perineural edema is often seen in nerve injuries.

تورم محیط عصبی اغلب در آسیب‌های عصبی دیده می‌شود.

they are investigating perineural signaling pathways.

آنها در حال بررسی مسیرهای سیگنالینگ محیط عصبی هستند.

perineural spread of cancer can affect treatment options.

گسترش محیط عصبی سرطان می‌تواند بر گزینه‌های درمانی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید