periodontists

[ایالات متحده]/ˌpɛriəˈdɒntɪsts/
[بریتانیا]/ˌpɛriəˈdɑntɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع periodontist؛ دندانپزشکانی که در پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری‌های پریودنتال تخصص دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

periodontists recommend

دندانپزشک‌های ترمیمی توصیه می‌کنند

see periodontists

دندانپزشک‌های ترمیمی را ببینید

periodontists treat

دندانپزشک‌های ترمیمی درمان می‌کنند

consult periodontists

از دندانپزشک‌های ترمیمی مشورت بگیرید

periodontists specialize

دندانپزشک‌های ترمیمی متخصص هستند

visiting periodontists

拜訪 دندانپزشک‌های ترمیمی

periodontists perform

دندانپزشک‌های ترمیمی انجام می‌دهند

periodontists examine

دندانپزشک‌های ترمیمی معاینه می‌کنند

qualified periodontists

دندانپزشک‌های ترمیمی مجاز

periodontists advise

دندانپزشک‌های ترمیمی مشورت می‌دهند

جملات نمونه

periodontists specialize in treating gum disease.

پریودونتیست‌ها در درمان بیماری‌های گums متخصص هستند.

many periodontists recommend regular dental cleanings.

بسیاری از پریودونتیست‌ها تمیز کردن دندان‌های منظم را توصیه می‌کنند.

periodontists use advanced technology for dental implants.

پریودونتیست‌ها از فناوری پیشرفته برای پیوند دندان استفاده می‌کنند.

patients should consult periodontists for receding gums.

بیماران باید برای گums پس زده شده با پریودونتیست مشورت کنند.

periodontists can perform scaling and root planing.

پریودونتیست‌ها می‌توانند اسکیمینگ و تخت کردن ریشه را انجام دهند.

some periodontists offer laser gum surgery.

برخی از پریودونتیست‌ها جراحی گums با لیزر ارائه می‌دهند.

periodontists treat periodontal pockets caused by infection.

پریودونتیست‌ها چاهچه‌های پریودونتی که توسط عفونت ایجاد می‌شوند را درمان می‌کنند.

good oral hygiene helps periodontists maintain healthy results.

هیgien دهان خوب به پریودونتیست‌ها کمک می‌کند تا نتایج سالم را حفظ کنند.

periodontists often work with dentists for comprehensive care.

پریودونتیست‌ها اغلب با دندانپزشکان برای مراقبت جامع کار می‌کنند.

insurance may cover visits to periodontists for certain procedures.

بیمه ممکن است بازدید از پریودونتیست‌ها برای برخی از پروتکل‌ها را پوشش دهد.

periodontists monitor bone loss around teeth.

پریودونتیست‌ها کاهش استخوان در اطراف دندان‌ها را نظارت می‌کنند.

early treatment by periodontists prevents tooth loss.

درمان زودهنگام توسط پریودونتیست‌ها از از دست رفتن دندان جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید