periwig

[ایالات متحده]/ˈpɛrɪwɪɡ/
[بریتانیا]/ˈpɛrɪwɪɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به کسی کلاه گیس دادن
n. کلاه گیس، به ویژه کلاه گیس‌هایی که مردان در قرن 17 و 18 می‌پوشیدند
Word Forms
جمعperiwigs

عبارات و ترکیب‌ها

periwig fashion

مد فشن پرويگ

wear a periwig

پوشیدن پرويگ

periwig style

سبک پرويگ

old periwig

پرويگ قدیمی

periwig maker

سازنده پرويگ

periwig wig

پرويگ وگ

periwig cap

کلاه پرويگ

periwig court

دادگاه پرويگ

periwig trend

روند پرويگ

fancy periwig

پرويگ مجلل

جملات نمونه

he wore a stylish periwig to the costume party.

او یک پسرهایی شیک به مهمانی لباس پوشید.

the judge's periwig was a symbol of authority.

پسرهایی قاضی نمادی از اقتدار بود.

in the 18th century, men commonly wore periwigs.

در قرن هجدهم، مردان معمولاً پسرهایی می پوشیدند.

she admired the elaborate periwig in the museum.

او پسرهایی پیچیده در موزه را تحسین کرد.

his periwig was meticulously styled for the performance.

پسرهایی او برای اجرا به دقت طراحی شده بود.

during the play, the actor donned a periwig to enhance his character.

در طول نمایش، بازیگر برای تقویت شخصیت خود یک پسرهایی پوشید.

the periwig became a fashion statement in the royal court.

پسرهایی به یک بیانیه مد در دربار سلطنتی تبدیل شد.

she laughed at the ridiculous periwig worn by the clown.

او به پسرهایی مضحک پوشیده شده توسط هارلی کویین خندید.

he decided to wear a periwig for the historical reenactment.

او تصمیم گرفت برای بازسازی تاریخی یک پسرهایی بپوشد.

the periwig was a popular accessory among aristocrats.

پسرهایی یک لوازم جانبی محبوب در بین اشراف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید